صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٤٥
قرآن باشد، حکومت اسلام باشد. آنها چون مانع بودند از اینکه این حکومت اسلامىتحقق پیدا بکند منتهى به جنگ مىشد و معارضه، آنها معارضه مىکردند با حکومت اسلامى، اینها مقابله مىکردند. جنگها، جنگهاى زیادى که پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرموده است، همه براى این معنا بوده است که موانع را از سر این مقصد الهى، مقصد اعلى که دارند و آن تحکیم حکومت اسلامى، حکومت الله، حکومت قرآن، همه براى این بود، به طورى که اگر چنانچه معارض با این نبودند معلوم نبود که جنگ پیش بیاید. معارضه داشتند و نمىگذاشتند که این حکومت تحقق پیدا بکند، جنگ پیش آمد. ملت ایران و ما مقصدمان این نیست و نبود که فقط محمدرضا برود، رژیم سلطنتى از بین برود، دست اجانب کوتاه بشود، اینها همه مقدمه بود، مقصد اسلام است.
ما مىخواهیم که اسلام حکومت کند در این مملکت، احکام اسلام در این مملکت جریان پیدا بکند. اگر ما فرض کنیم که حکومت رژیم سلطنتى از بین برود و یک رژیم دیگرى بیاید که آن رژیم دیگر، ایادى دیگران هم از او، از مملکت ما قطع بشود، یک رژیمىبیاید اما رژیم اسلامىنباشد، برخلاف اسلام باشد، این مقصد ما حاصل نشده. اگر مقصد این بود که محمدرضا برود و دست اجانب قطع بشود، بله، اما اگر مقصد اصلى ما این است که اسلام تحقق پیدا بکند، اگر مقصد اصلى ملت ایران این است که جمهورى اسلامىتحقق پیدا بکند، حکومت عدل الهى تحقق پیدا بکند، رفتن آنها همه مقدمه برى این مطلب است.
این اشتباه نشود که ما مىخواستیم که او برود، رفت، تمام شد، خیر، تمام نشده است. این مانع از کار بود چون مانع بود که ما به مقصد برسیم با او معارضه کردیم. او نمىگذاشت که عدل الهى تحقق پیدا بکند، او نمىگذاشت که مملکت ما یک مملکت اسلامىبا یک حکومت عادل باشد و محقق بشود این رژیم، از این جهت معارضه شد با او، او رفت. اگر به جاى اینکه او رفت یک رژیم دیگرى تحقق پیدا کند مثل یک رژیمىکه در اروپا هست مثلاً، مثلاً مثل فرانسه ما بخواهیم بشویم که ما رژیم محمدرضا را کنار بگذاریم، یک رژیمىمثل رژیم فرانسه که کارى به اسلام ندارد، اگر اینطور باشد اینهمه خون ریختن ملت ما براى این نبوده است که حالا یک مملکتى باشد، مملکت اسلامىنباشد ولو رژیم سلطنتى هم نباشند. یک رژیم غیر اسلامىخیر. بسیارند رژیم آزاد منشانه، رژیمىکه استقلال هم دارد، آزادى هم مىدهد اما یک آزادى مىدهد که بروفق اسلام نیست. احکام، احکام اسلام نیست. رژیم، رژیم اسلام نیست. عدالت اسلامىبه آنطورى که در اسلام است نیست، ما همچو چیزى را نمىخواستیم و نمىخواهیم.
ما دنبال تحقق اسلام هستیم، نه اسم اسلام
حالا که ما مىگوئیم جمهورى اسلامى، معنایش این نیست که فقط ما رأى به جمهورى اسلامىدادیم دیگر به باقى کارهاى دیگر کار نداریم. جمهورى اسلامىمعنایش این است که همه مردم رأى بدهند یا اکثریت رأى بدهند به اینکه جمهورى لکن احکام، احکام اسلام، جمهورى که در او قانونش