صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣
تاریخ: /٨/٣/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع پاسداران انقلاب اسلامىشهر قزوین
فساد و خرابىهاى معنوى از دستاوردهاى رژیم سلطنتى
بسم الله الرحمن الرحیم
قزوین هم از شهرهایى بود که خرابى و مصیبت از اکثر جاها درش بیشتر واقع شد و شما قزوینىهاى محترم، هم مصیبت دیدید و هم خرابى در شهرتان واقع شد و هم پایمردى کردید و من وقتى که این جوانهاى برومند را مىبینم خوشحال مىشوم و موجب افتخار است و از خداى تبارک و تعالى سلامت همه را خواستارم. تا کنون ما از اسلام، الان باز حرف است، البته جمهورى اسلامى، همه هم رأى دادید به جمهورى اسلامى، لکن باز اینکه باید بشود و انشاءالله بعدها خواهد شد نشده است. الان باز آن خرابىهاى اخلاقى که در طول سلطنت این پدر و پسر در ایران تحقق پیدا کرد و آن فسادهایى که در این مملکت پیدا شد، و دامن به آن زدند به عنوان ترقى به عنوان تعالى، به عنوان تمدن بزرگ، اینها طولانى است تا اینکه ترمیم بشود. آن که از همه چیز به کشور ما صدمهاش بیشتر بود این بود که نیروى انسانى ما را خراب کردند و نگذاشتند رشد بکند. مراکز فساد در شهرها و بخصوص در تهران آنقدر زیاد بود و آنقدر تبلیغ در کشاندن جوانهاى مابه این مراکز فساد شد و آنقدر راههاى فساد براى جوانهاى ما باز کردند و دامن زدند به اینها و کشاندند اینها را در مراکز فساد که این خرابى از همه خرابىها بدتر بود. خرابىهاى مادى جبرانش آسانتر از خرابىهاى معنوى است.
غربزدگى، اسفناکترین نوع وابستگى
نفت ما را دادند و رفت و از بین رفت. حالا نفت را دوباره از سر براى خود ایران است. کشاورزى را از بین رفته بود، بعد دوباره قابل جبران است انشاءالله زود جبران مىشود -لکن مىشود- لکن نیروهاى انسانى مهم است. اینها نیروهاى انسانى ما را از بین بردند، نگذاشتند رشد بکند، در بین خود کشور ما جورى کردند که محتواى انسان را از بین بردند، یک صورتى گذاشتند و محتوا را گرفتند، طورى کردند که اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فکرى ما را، استقلال روحى ما را از دستمان گرفتند. این بدتر از آن استقلال گرفتنى بود که کشور ما استقلال نداشت، ما روحیه خودمان را از دست داده بودیم هر چه مىشد در ذهن همه این بود که باید از خارج این کارها درست بشود. مىخواستند اسفالت کنند یک خیابانى را یا -یک - بین این شهر با آن شهر یک خطى