صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٥
اینکه این مملکت نظامش چه جور باید باشد، طلبهاش چه جور باید باشد، کاسبش چه جور باید باشد. من هم مىدانم همه جا اشکال هست لکن الان ما زلزلهزده هستیم، غربزده هستیم، همه باید دست به هم بدهیم و این راه را تا اینجا که آمدیم، باقیش هم برویم. ما بین راه هستیم، باز گردنهها داریم که دزدها توى آن گردنه است. ما یک گردنه را از آن گذشتیم، یا دو گردنه را، باز دزدها توى آن گردنههاى دیگر هست، در کمین نشستهاند با هر صورت. ما باید همه، همه دست به هم بدهیم از این گردنهها بگذریم، بعد که گذشتیم از گردنهها و رسیدیم به منزل بنشینیم بگوئیم حالا اشکالاتمان چیست. الان وقت اشکالتراشى نیست، الان وقت جلو رفتن است. من از همه مىخواهم، من التماس مىکنم به ملت ایران، من دست ملت ایران را مىبوسم، اسلام را مىخواهند ببرند.
صفوف خود را از غربزدگان و عمال رژیم فاسد جدا سازید
این قشرهاى این قشرهاى دانشگاهى و دانشجو و وکلا و روشنفکرها حساب خودشان را از این چندین نفر، چند نفرى که عمال غربند و عمال محمدرضا، جدا کنند. کانون وکلا که همهاش غربزده نیست، کانون وکلا تویشان پیدا مىشود، این غربزدهها را کنار بگذارند. یکیشان رفت، باقى هم بروند. روشنفکرها، روشنفکرهاى اسلامى، روشنفکرهاى وارداتى را کنار بزنند. غربزدهها را کنار بگذارید، عدهشان خیلى زیاد هم نیست اما فضولیشان زیاد است. عده زیادنیست، ادعایشان زیاد است. خود قشر روشنفکر متعهد اسلامى براى خاطر خدا،براى خاطر اسلام، براى خاطر استقلال کشور، براى خاطر حفظ آزادى، این روشنفکر متعهد اسلامى، آنهایى را که در بینشان پیدا مىشود که نق مىزنند و مىخواهند نگذارند کارها پیش برود، اینها را کنار بزنند. التماس دعا بکنند پیش گوششان، بروند به اروپا باز سر عیاشىاى که مىکردند، حالا آمدهاند. آن کانون وکلا، آنهائى که بر ضد اسلامند، و کنار بگذارند. همه که نیستند، بعضى از وکلا بسیار مردم صحیح و سالمى هستند، بسیارشان ولى آنهایى که فضولى مىکنند، آنها را کنار بگذارند، از کانون بیرون کنند.
ترس غربزدگان از روحانى و دانشگاهى صالح
دانشگاه ما که مرکز آدم سازى باید باشد، قشر دانشجو که متعهد براى اسلام است و خونش را براى اسلام داد و فعالیت براى اسلام کرد، حالا بیدار باشد که یک عده معدودى توى این دانشگاه دارند مىروند و نمىخواهند اسلام پیدا بشود، نه اینکه مىخواهند دانشگاه درست بشود، خیر، آنها از درست شدن دانشگاه مىترسند.
خدا رحمت کند مرحوم فیض رضوان الله علیه را - قمى - توى همین مدرسه فیضیه، نزدیک اینجایى که حوض بود، زمان رضاخان فرمودند به من که چى عیبى دارد، خوب اینها مىخواهند صالح را از غیر صالح جدا کنند (مىخواستند امتحان بکنند و آن امتحانهایى که مىخواستند بکنند و روحانیت را از بین ببرند) ایشان باورش آمده بود، مىفرمود که خوب، اینها مىخواهند صالحها را