صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٧
من به شما اخطار مىکنم که به اسلام وفادار باشید
هى دم از غرب چقدر مىزنید، چقدر میان تهى شدید! باید احکام اسلام را با احکام غرب بسنجیم! چه غلطى است.
شکر نعمت این است که به اسلام وفادار باشید. من به شما اخطار مىکنم که به اسلام وفادار باشید. من شما را نصیحت مىکنم، من در همین مدرسه شاه را نصیحت کردم و نشنید، شما که چیزى نیستید. عصر عاشورا من گفتم کارى نکن که ملت تو را بیرون کند، نشنید و کارى کرد که ملت بیرونش کرد.
برادرهاى من، از هر قشرى که هستید وقت نگذشته است وقت توبه باقى است، بیائید با این ملت برادروار در این راه، راهپیمائى کنید. یکى از شما توى این جمعیت نیست. یک دانه از شما توى این جمعیت نیست. بیائید با این مردم هم رأى باشید، همصدا باشید. بیائید اسلام که همه شما را نجات داد، به شکرانه نعمت از اسلام وفادارى کنید. براى اسلام باشید. برادرهاى من! آنچه مىخواهید در اسلام است آنچه مىخواهید در این کنج مدرسههاست. زندگى آنها را ببینید و مقایسه کنید با آنهائى که براى بشر دلشان مىتپد یعنى با قلم یعنى با بیان ببینید اینها در چه حال هستند، ببینید زندگى روحانیت چه است، ببینید زندگى این طبقه کارگر چه است، ببینید زندگى کشاورز چه است، ببینید زندگى کاسبکار چه است، براى اینها فکر کنید. دلسوزى این نیست که قلم بردارید به ضد اسلام چیز بنویسید، به اسم حقوق بشر و به اسم حقوقدان با اینها همراهى کنید. شماها تا حالا براى این ملت از جیبتان چیزى خرج کردید؟ به وجدان خودتان من ارجاع مىکنم. آنهائى که دلشان براى این مستمندان و این بشر مىسوزد، این زنهاى اطراف شهر قم و زنهاى جنوب تهران و زنهاى جنوب همه شهرستانها (جنوب به معناى اینکه شما مىگوئید اینها از طبقه پائین هستند) اینها حقوق بشر را مىدانند و عمل مىکنند. اینها طلاهاى خود را که ذخیره ٥٠ سال، ٢٠ سال، ٣٠ سالشان بود آمدند براى مستمندان دادند. شما چه کردید؟ شماها چه کردید؟ بگوئید. شماهم همراهى کنید با این مستمندان، شما با این طبقه همراه بشوید. نمىگویم پول بدهید، مىگویم قلمتان موافق باشد، قدمتان موافق باشد، رأى رأىتان موافق باشد، اسلام را حفظ کنید. اسلام براى شما خوب است براى دنیایتان خوب است، اگر آخرت را هم قبول ندارید براى دنیایتان خوب است.
با روحانیون مخالفت نکنید، براى دنیایتان خوب است، اینها هستند، این قشر روحانى متعهد، این قشر روحانى که توى این حجرههاى کوچک دو تا، سه تا زندگى مىکنند که بیرونشان کردند این جمعیت زاغهنشینهاى اطراف شهرها که هر هفت نفر، هشت نفر آنها در یک سوراخى زندگى مىکنند، اینها حقوق بشر را بهتر از ما مىدانند. اینها جمعیت دلسوزى براى بشرند، اینها جمعیت حقوق بشرند، نه من و شما. بیائید براى اینها فکرى بکنید. براى اینها دولت و ملت فکر کنند، اینها حق دارند، حق اینها را ادا کنید و همینها حق بشر را دارند ادا مىکنند.