صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٨
را ما مىخواهیم جارى کنیم، ما مىخواهیم اسلام را و فریاد مىزند که ما اسلام را مىخواهیم درست کنیم، وارونه درست مىکنند، اینجاست که تکلیف مشکل است. اینجاست که اسلام در خطر است که انعکاسش در خارج و گاهى در داخل هم. اگر اینها موفق مىشدند در داخل هم گاهى انعکاس این بود که خوب همین است دیگر، این رژیم اسلامىهمین است. ما قیاممان، شما قیامتان براى خدا باید باشد. وقتى دین خدا را انسان در خطر دید براى خدا باید قیام کند. وقتى احکام اسلام را در خطر دید براى خدا باید قیام کند. توانست، عمل کرده به وظیفه و پیش هم برده، نتوانست، عمل به وظیفه کرده. گاهى وقتها تقیه حرام است. آنوقتى که انسان دید که دین خدا در خطر است نمىتواند تقیه بکند، آنوقت باید هر جه بشود برود. تقیه در فروع است در اصول نیست، تقیه براى حفظ دین است. جائى که دین در خطر بود جاى تقیه نیست، جاى سکوت نیست.
جمهورى اسلامىهمهاش باید اسلامىو با محتوا باشد
حالا ما ببینیم وظیفهمان چیست. تا حالا انجام دادید وظائف اسلامىتان را خداوند به همه شما اجر عنایت کند. تا حالا همه با هم دست به هم دادید، جناح روحانى، جناح دانشگاهى، جناح بازارى، جناح ادارى، جناح ارتشى (یک قشرشان البته) همه دست به هم دادند و این دیوار بلندى که واقع شده بود بین ملت و آن چیزى که باید به آن برسد - و اسلام - آن را شکستید. خداوند به شما اجر عنایت کند. اما حالا تمام شده دیگر قضیه؟ ما حالا دیگر آسوده هستیم و هر کدام باید برویم سراغ کارهایمان؟ یا خیر آسوده نیستیم باز هم؟ باز هم بین راه هستیم. الان ما باز محتواى اسلام را، واقعیت اسلام را در ایران پیاده نکردیم. همه ما رأى دادیم به جمهورى اسلامى، صحیح، با رأى تنها اسلام نمىآید. به حسب رسمیت، رسمیت مملکت ایران الان جمهورى اسلامىاست به حسب رأى همه مردم، اما محتواى اسلام باید در این جمهورى اسلامىتحقق پیدا بکند. فقط ما بگوئیم جمهورى اسلامىو همه جهاتش غیر اسلامىباشد این اسلام نمىشود که. آن هم سابق مىگفت اسلام، معاویه هم داد مىکرد اسلام، نماز جماعت هم مىرفت مىخواند، امام جماعت هم بود. خلفاء بنىالعباس هم بعضى شان از فضلا و علما بودند و بعضى شان یا همه شان هم نماز جماعت مىخواندند و آداب صورى را عمل مىکردند لکن محتواى اسلام را اینها، محتواى قرآن را اینها مىخواستند تهى کنند. اینها با اعمالشان مىخواستند که یک اسلام منهاى محتوا (مثل حالا اسلام منهاى روحانیت، اسلام منهاى محتواست. محتواى اسلام را اینها دارند درست مىکنند) باشد. اینها مىخواستند که یک اسلامى، اسلام را قبول داریم، بله اسلام)، اما الفاظ فقط، دیگر از حد لفظ نرود به محتوا.
محمد رضا خان هم اسلام را مىگفت قبول داریم، هیچ هم مضایقه نداشت از اینکه شما بروید در مساجد نمازتان را بخوانید ولو اینکه این مضایقه این هم داشت از ترس یک جیز دیگر. انگلیسها که آمده بودند عراق را گرفته بودند شنیدم که آن سردارشان دیده بود که یک کسى دارد بالاى ماذنه یک چیزى مىگوید، اذان مىگفتند. گفته بود این چیست؟ گفته بودند اذان مىگوید. گفته بود که به