صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦
مىتواند این قدرتها را حفظ کند، اگر ملت پشتیبان این جمعیت شد، اینها همه کارى مىتوانند بکنند و اگر ملت یک وقتى نارضایتى پیدا کرد، اگر امروز صحبت نکنند، چند روز دیگر صدایشان در مىآید چند وقت دیگر صدایشان در مىآید، آن روزى که ملت صدایش در بیاید دیگر نمىتواند یک قدرتى با او مقابله بکند. از این جهت باید همه ما توجه به این معنا داشته باشیم که اینکه ملت را راضى مىکند این است که ببینند که شهربانى براى آنهاست، نه شهربانى ضد آنهاست. در زمان طاغوت مردم شهربانى را، ارتش را، ژاندارمرى را، دولت را تا برسد به خود آن آدم ضد خودشان مىدیدند، اگر هم فرض کنیم یک شهربانى یا یک رئیس شهربانى بود که این موافق با ملت بود، نمىتوانست عملى بکند که مردم احساس کنند که این موافق است و لهذا خوب و بدش در نظر همه مردم بد بود و آن پایگاهى که باید از آن اول تا آن آخر داشته باشد، در ملت آن پایگاه را از دست داد. وقتى بناشد که پایگاه ملت از دست رفت و نتوانستند هم جورى بکنند که دوباره اعادهاش بکنند، این است که فرو مىریزد. این الان براى شما و ما و همه قشرهاى دولت و ملت و خصوصاً قشرهائى که قواى انتظامىهستند، این باید یک سرمشق و یک الگو باشد که ببینیم که یک قدرت بزرگ وقتى پایگاه ملى ندارد، این قدرت نمىتواند بایستد سرپاى خودش. یک قدرت ولو بزرگ نباشد، اگر پایگاه ملى داشته باشد، این غلبه مىکند.
کارى کنید که دل مردم را بدست بیاورید
کوشش کنید که پایگاه ملى براى خودتان درست کنید، این به این است که گمان نکنید که شما صاحب مقام هستید، منصب هستید و باید به مردم فشار بیاورید. هر چه صاحب منصب ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد، مردم بفهمند که هر درجهاى که این بالا مىرود با مردم متواضعتر مىشود. اگر یک همچو کارى شد و یک چنین توجهى به مسائل شد و یک همچو عبرتى از تاریخ براى ما شد، هر قوهاى پایگاه ملى پیدا مىکند و پایگاه ملى حافظ اوست، حفظ مىکند او را. شهربانى هر شهرى اگر چنانچه در خدمت مردم باشد، اینطور نباشد که مردم وقتى اسم کلانترى را بشنوند، بلرزند به خودشان، وقتى بخواهند بروند طرف کلانترى مثل اینکه طرف حبس دارند مىروند یا طرف کشتارگاه مىروند، خیال کنند دارند طرف منزلشان مىروند و طرف جایى مىروند که عدالت در آن هست، جایى مىروند که ظلم در آن نیست، جایى مىروند که با مردم دوست هست، نه دشمن، اگر اینطور شد، دلهاى مردم متوجه مىشود. مردم زود راضى مىشوند، مردم نفوسشان اینطور است که زود راضى مىشوند، یک نوازش از یک نفر صاحب منصب براى مردم کافى است که تا مدتها اینها دلشان راضى باشد از او. کارى بکنید که دل مردم را به دست بیاورید. پایگاه پیدا کنید در بین مردم. وقتى پایگاه پیدا کردید، خدا از شما راضى است، ملت از شما راضى است، قدرت در دست شما باقى مىماند و مردم هم پشتیبان شما هستند. اگر یک کسى بیاید بخواهد به شما یک تعدى بکند، ملت به او حمله مىکند. به خلاف اینکه اگر مردم دیدند که اینها با آنها نیستند، اینها دشمن آنها هستند، اگر یک کسى بیاید، یک دزدى