صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٩
اینکه مىگویم همه ما با هم، براى این است که هر کس در هر پستى است آنجا خوب اداره کند. شما متوقع این نباشید که همه کارها را من بکنم، من هم متوقع نباشم که شما همه کارها را بکنید. من به این طلبگى که دارم این شغل خودم را خوب اداره کنم، شما هم که پاسبان هستید هر یکتان پاسبانى خودتان را خوب انجام بدهید، این خانمها که شغل دیگرى دارند، این شغل خودشان را خوب انجام بدهند، وزارتخانهها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند، دهقانها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند، کارگرها هم شغل خودشان را خوب انجام بدهند. وقتى بناشد همه قشرها اسلامى باشند، همه فکرشان این باشد که یک مملکت اسلامى را اداره بکنند، یک کشور اسلامى که حالا جمهورى اسلامى است ادارهاش بکنند، خرابىها را ترمیم بکنند. ما یک قشرمان نمىتواند خرابىها را ترمیم بکند، همانطورى که شما نمىتوانید همه ایران را پاسدارى بکنید ما هم نمىتوانیم همه ایران را مثلاً صحیح اداره بکنیم . همه ما باید همه جمعیت ایران، همه ایران را، شما در قم هستید پاسدار هستید، هر کس این پاسدارى را که مىکند خوب انجام بدهد، با صداقت انجام بدهد، با امانت انجام بدهد، براى خدا انجام بدهد. من هم که یک طلبه هستم طلبگى خودم را همین طور، آقا هم که آقا هستند آقائى خودشان را و همه قشرها وقتى که آن کارى که دستشان هست خوب انجام بدهند، یک مملکت خوب مىشود. مملکت عبارت است از این آب و خاک، جمعیتش هم عبارت از این ملت است این آب و خاک است، این ملت است. این ملت وقتى همهشان دست به هم دادند، یعنى هر کدام در آن محلى که هست آنجا را خوب اداره بکند، باغبان باغ است باغ را خوب اداره بکند، کشاورز هم در صحرائى که هست کشاورزیش خوب اداره بکند، نخست وزیر هم در نخست وزیریش خوب اداره بکند، وزراء دیگر هم همین طور، اداره دیگر هم همین طور، پاسبان هم همین طور، همه اگر بنا شد که با چنین نظرى تو کار باشند و همانطورى که همهتان با یک فریاد الله اکبر کندید یک کوه بزرگ را و ساقط کردید یک امپراطورى دو هزار و پانصد ساله را و این ایمان بود که این کار را کرد و این اسلام بود که این کاررا کرد، اینجا راهم مىتوانید.
بعد از متمرکز شدن اصول، همه امور به جاى خود عمل شود
الان مملکت دست خودتان است، خودتان مىتوانید ادارهاش بکنید به شرط اینکه الان که اصول، یعنى قانون اساسى الان بناست درست بشود باید بعدش مجلس شوراى ملى درست بشود، رفراندم درست بشود، الان که این اصول در دست است و شیاطین دنبال این هستند که هر کسى را وادار کنند که اشکالاتى درست بکنند، اشکالاتش توجهش مىدهند، مىروند پیش دهقانان مىگویند که کو اینکه، حالا هم جمهورى اسلام، اسلام شد که براى شماکارى نکرد. مثل اینکه همچو که گفتند جمهورى اسلامىیک خرابىهائى یکدفعه خودرو سبز مىکند. یا بیایند به پاسدارها بگویند (که گفت) خوب حالا جمهورى اسلامى شد، الان این چیزها ى مختلفى که اینجا هستند، این اشخاص بدى که هستند، انتصابات بدى که هست، همه را متوجه کنند به یک چیزهائى که غیر آن مسأله است که الان ما دنبالش