صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٠
تحت نظر مىگرفتند و آنها هم که هیاهو مىکردند از خودشان بودند نه مردم، مردم که براى اینها هیاهو نمىکردند. تا همچو نمىشد و همه چیز کنترل نمىشد و تحت نظر و مراقبت قرار نمىگرفت، این جرأت نمىکرد از این خیابان عبور کند، چرا؟ براى اینکه مردم با او خوب نبودند، او از هر فردى مىترسید مبادا یک وقتى یک مثلاً تفنگى به او بزنند.یک سنگى به از بزنند مىترسیدند از مردم. ژاندارمرى ما و عرض بکنم که ارتش ما و شهربانى ما همه آنها وضعشان اینطورى بود که با مردم از باب اینکه نبودند، مردم را ارعاب مىکردند براى اینکه کلاه خودشان را حفظ کنند. اسلام اینطور نیست، اسلام سردارهایش هم توى مردم هستند. پیغمبر اسلام (ص)، خوب سردار همه بود، بزرگ همه بود توى مردم بود، با مردم مىآمد مىنشست، توى مسجد مىنشست مثل سایر مردم. حضرت امیر (سلام الله علیه) آنوقت که حکومت یک مملکتى بود که چندین مقابل ایران بود، مصر بود، حجاز بود عراق بود، ایران بود، سوریه بود عرض کنم یمن بود، همه اینها تحت سیطره او بود، مثل سایر مردم مىآمد با مردم مىنشست، معاشرت مىکرد براى اینکه از مردم نمىترسید، ظلم نکرده بود به مردم تا بترسد، خلافى نکرده بود که از مردم بترسد، براى مردم بود، مردم او را حامى خودشان مىدانستند. مردم شما را باید حامى خودشان بدانند. شما جورى رفتار کنید که مردم شما را تشخیص بدهند که یک برادرهاى دلسوزى هستید براى آنها و براى حمایت آنها شما شبها بیدار هستید و شبها کشته مىدهید. اگر خداى نخواسته یک جوانى در بین شما پیدا شد (از باب اینکه جوان است گاهى بىتوجه به مسائل است) یک وقت خواست یک کارى بکند که کج رفتارى باشد،با مردم یک خشونتى بخواهد به دست بدهد، حالا که یک تفنگى دارد، روى مردم مثلاً چه بکند نصیحتش کنید به اینکه اسلام است، دیگر قضیه، قضیه رژیم طاغوت نیست که سربازش با مردم دعوا بکند، سربازش برادر مردم است و براى مردم است. وقتى اینطور شد مردم هم براى شما مىشوند. محبت متقابل است، وقتى شما محبت به مردم کردید مردم به شما محبت مىکردند. آن روزى که ارتش ایران شمشیر کشیده بود دنبال مردم، مردم هم با تمام قوا با آنها مىجنگیدند. آن روزى که ارتش آمد توى مردم و با مردم چیز کرد، گل سرش مىریختند، محبت متقابل است.
تأکید بر حفظ حیثیت اسلام و جلوگیرى از بهانه جوئى دشمنان
الان یک وقتى است که ما احتیاج به این داریم که همهمان رفتارمان، گفتارمان، اعمالمان یک طورى باشد که این دشمنهاى ما به ما اشکال نکنند که اینها هم همانند، آنروز نمىتوانستند، حالا مىتوانند، آن روز چون آب نبود شنا نمىکردند، حالا آب هست، حالا وقتى که آب هست شناگر قابلى هم هستند. نباید اینطور بشود، ما باید حفظ کنیم خودمان را، حفظ کنیم حیثیت اسلام را، حفظ کنیم حیثیت جمهورى اسلامى را و حفظ کنیم بازار و خیابان و اینها. اینها اهمیتش کمتر از آن حفظهائى است که عرض کردم، آنها بسیار مهم است و من دعاگوى همه شما هستم، و خدمتگزار همه شما هستم و از خداى تبارک و تعالى سعادت و سلامت، عزت، قدرت شما را مىخواهم و انشاءالله امیدوارم که با