صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٢
باید کرد ولو انسان به کشتن برود.
تا حالا همه قشرها (خداوند همهشان را سعادت و سلامت بدهد) مبارزه کردند و این قشرى که ظالم بودند، ستمکار بودند خائن بودند، این رژیم فاسد را شکستند و از بین بردند، حالا که دست خود مردم افتاده است مملکت، و ادعا این است که یک حکومت اسلامىاست، که یک جمهورى اسلامىاست، حالاست که خطر زیاد است حالاست که براى قشر روحانیت از همه بیشتر (براى اینکه اینها نمونهاى از اسلام هستند، نمونهاى از انبیاء هستند) براى سایر قشرها هم همین معنا، این که به اسلام عقیده دارد، به خدا عقیده دارد، برایش الان یک تکلیف هست که در اینوقتى که آن رژیم طاغوتى رفته است و حالا یک رژیم ما ادعا مىکنیم اسلامىو انسانى هست، یک وقتى طورى نشود که کمیتهها در سرتاسر کشور عرض بکنم پاسدارها در سرتاسر کشور، سایر قشرها در سرتاسر کشور خودشان را آزاد بدانند که هر کارى مىخواهند بکنند، آزاد بدانند که هر جور مىخواهند رفتار بکنند. این است که اگر چنانچه کمیتهها روى موازین اسلامىعمل نکنند، اگر روحانیون که در راس جامعه هستند روى موازین مقررات به طور دقت عمل نکنند، اگر دولت به طور دقت عمل نکند، اگر ارتش به طور دقت عمل نکند و اعمالشان را تطبیق ندهند با اسلام، یک صورت قبیحى از اسلام در خارج منعکس مىشود که حالا هم که دولت اسلامى مثلاً شد، حالا هم که جمهورى اسلامىشد مثلاً پاسدارهاى اسلام مىریزند خانههاى مردم را غارت مىکنند، چه مىکنند. یک قضیه که بشود، کافى است که بگویند همه مىکنند، دو تا قضیه وقتى که واقع بشود که بیخود بریزند به خانههاى مردم و از آنجا مثلاً غارتگرى بکنند، این کافى است براى اینکه بگویند کمیتههایى که، بگویند پاسدارهاى اسلامىوضعشان غارتگرى است. یک کمیته در یک محلى اگر واقع بشود، دو تا کمیته در یک محلى اگر واقع بشود و بر خلاف مقررات شرع درش عمل بشود کافى است که بگویند کمیتههاى اسلامىهم اینطور هستند که اینطور کارها را انجام مىدهند. اگر دو تا حبسى بر خلاف مقررات اسلام با او عمل بشود کافى است که بگویند حبس اسلام هم مثل حبس ساواک مىماند. الان یک تکلیف بسیار بزرگى به عهده همه ماست. من که یک طلبه هستم این تکلیف را دارم، آقایان هم که از آقایان (روحانیون) هستند این تکلیف را دارند، سایر قشرها هم دارند که کوشش کنیم وجهه اسلام و صورت اسلام را آنطور که هست نمایش بدهیم، نه آنطورى که خلفاى مثل معاویه و یزید و بعضى از، یا بسیارى از خلفاى اموى و بنى عباس جلوه مىدادند. به عنوان اینکه ما نماینده اسلام هستیم، کارهایى مىکردند که با اسلام مخالف بود و اسباب این مىشد که یک وجهه اسلام را در دنیا دگرگون کنند.
الان ما در یک امتحان بزرگ واقع هستیم. الان خدا ما را امتحان مىکند که آیا ما در این وقتى که یک مطلب دستمان آمده، یک قدرتى دستمان آمده است، آیا ما چه مىکنیم؟ ما هم همان هستیم به صورت دیگر؟ یا خیر، ما روى مقررات عمل مىکنیم آنى که مهم است پیش من این است که امروز خطر هست در کار، خطر کمونیست در کار اینقدرها نیست، هست ولى اینقدرها نیست، خطر ساواکى دیگر اینقدرها نیست در کار، این خطرها مهم نیست، اموال شاه سابق برود یا نرود پیش من چیز مهمى