صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠
این نهضت به آخر برسد اینها افتادهاند توى قشرهاى مختلف ملت و هر جا به یک صورت به حسب ظاهر فریبنده همان فریبهایى که شاه در آنوقت، شاه سابق در وقت سلطنتش مىداد، ماها را و صورت فریبنده درست مىکرد دروازه تمدن بزرگ، عرض مىکنم دهقان کذا، آزاد زنان و آزاد مردان، بیرون آوردن نیمىاز ملت را براى خدمت همین حرفهایى که حرف است، محتوا ندارد، همین حرفهاى فریبنده الان روى هر نقشهاى که کشیده شده است و با دقت کشیده شده است و کاردارها و آن اشخاص که درست مطالعات در همه روحیات مردم داشتند و دارند، همین مسائل را حالا مىبینند که تا اینجا که رسیده است، نگذارند جلو برود. اینها فهمیدهاند که اگر این نهضت به این قدرتى که تا حالا آمده است برود جلو، این اسباب این مىشود که بکلى تا آخر دست آنها کوتاه بشود. این را مىخواهند دراین نیمه راه خفهاش کنند و لهذا در همه قشرهاى مختلفى که اینها عمالشان هست، تبلیغاتى شروع شده است دامنهدار. توى کارگرها مىروند یک صورتى با یک وضعى صحبت مىکنند که خوب، براى کارگر هم که باز فکرى نشد، کو خانه؟ کو زندگى؟ کو چطور؟ آن روزى که کارگر اعتصاب کرد و هیچ توجه به خانه و به زندگى نداشت و با اعتصاب خودش جلو رفت، حالا مىآیند به او مىگویند که خوب، این هم جمهورى اسلامىپس چه شد الان کو خانهتان؟ کو چطور؟ آنها هم غفلت مىکنند از اینکه ما باز نرسیدیم، به جمهورى اسلامى، حالا باز الفاظ است، معانى تا حالا نیست، مابین راه هستیم باز به مقصد نرسیدیم، مثل اینکه مثلاً یک رئیس کاروانى به دوستان و اعضاى کاروان بگوید که ما وقتى به منزل رسیدیم خیر، همه اسباب و وسایل راحتى آنجا فراهم است، بعد که دارند حرکت مىکنند، یک جا اینها اعتقادشان این اصل بشود که رسیدهایم، باز مىبینند که نه دیگر باز زحمت و باز جور و باز راه رفتن و باز چیز است، هى بروند ایراد بگیرند که خوب، ما که رسیدهایم حالا پس کو این وعدههایى که تو کردى. این غفلت از این است که ما نرسیدهایم باز به آنجایى که باید برسیم، نرسیدیم.
الان ریشههایى از آن رژیم سابق و عمالش هست، آنطورى که گفته مىشود در سر حدات و کنار سرحدات بیرون از کشور، چه در طرف ترکیه و چه در طرف افغانستان و چه در طرف عراق و آنجاها هستند اشخاص، جاهاى دیگر هم هستند و اینها یک توطئهاى الان دارند و مىخواهند یک اجتماعى داشته باشند، با هم روابط پیدا مىکنند و عمالشان توى جمعیتها افتادهاند و توى قشرهاى مختلف ملت افتادهاند و اشکالتراشى مىکنند.
امروز باید توجه به این معنا داشته باشیم که وقت اشکالتراشى و وقت اینکه حالا ماچه شد کارمان، یک قدرى زود است حالا، همه را باید توجه به این بدهیم که ما بین راه هستیم الان، یک رایى ملت دادهاند به جمهورى اسلامى، با رأى ملت جمهورى اسلامىرسمیت دارد اما محتوایش تا حالا تحقق پیدا نکرده، اسلام که این نیست. ما مىدانیم که همه قشرهایى که هست باز رنگهایش رنگهاى غیراسلامىاست لکن الان اگر چنانچه همه ما توجه به این بدهیم که برویم سراغ اینکه فلان اداره وضعش چه جورى است، فلان رئیس اداره وضعش چه جورى است، فلان کس چه جورى است، فلانى خوب عمل نمىکند، فلانى خوب عمل مىکند، اگر از آن معنایى که الان ما دنبالش هستیم و مىخواهیم