صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٩
تاریخ: ٣١/٣/٥٨
بیانات امام خمینى خطاب به وزیر امور اقتصاد و دارائى و معاونین این وزارتخانه
از وجوه تمایز حکومت اسلامى با حکومت طاغوت، داشتن پایگاه مردمى است
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر یک کشور بخواهد یک کشور سالمى باشد باید بین دستگاه حاکمه با ملت تفاهم باشد و معالاسف در رژیمهاى شاهنشاهى و بخصوص در رژیم اخیر این معنا عکس بود یعنى دستگاه حاکمه (همه دستگاه حاکمه) در یک قطب واقع شده بود و ملت هم دریک قطب. این دستگاه حاکمه کوشش مىکرد که با ارعاب و با فشار و با آزار و شکنجه و حبس و امثال اینها با ملت رفتار کند و ملت هم اگر زور نداشت کوشش مىکرد که مالیات بتواند، نپردازد، از زیر بار همه چیز در برود، هر چه بتواند کارشکنى کند براى دولت و از این جهت هى شکاف بین مردم و دولت حاصل مىشد و دولت هم هیچ پشتیبان نداشت و دستگاه حاکمه یک امر به خیال خودش مستقلى بود که هیچ ارتباطى با ملت نداشت، ملت هم به او هیچ اعتماد نداشت، او را دشمن خودش مىدانست. ارتش وقتى مىآمد توى مردم مثل اینکه دشمن آمده است و جمعیت از او فرار مىکردند و پشت مىکردند به او و پاسبان وقتى که مىآمد در بین مردم، مردم از او فرار مىکردند، تنفر داشتند و اینها اسباب این شد که نتواند حکومت باقى بماند و با پایگاه نداشتن در پیش ملت ناچار باید کنار برود و رفت. این باید یک عبرتى باشد براى دولتها. در رژیم اسلامى شاید در رأس برنامه همین تفاهم ما بین دولت و ملت باشد یعنى نه دولت خودش را جدا مىداند و بخواهد تحمیل بکند و مردم را تهدید بکند، ارعاب بکند، اذیت بکند و نه مردم در صدد این بودند که دولت را تضعیف بکنند از مقررات دولتى. اسلام وضعش از اول اینطور بوده است که آن حاکمش که رأس بوده است، در زندگى، در معاشرت، در اینها با مردم یا پائینتر بوده است یا همانجور. و ما بهترین حاکمى که در اسلام بعد از رسول الله پیدا شد، حضرت امیر سلامالله علیه بود و معالاسف حکومت کوتاهى داشت و ما وقتى که سیره ایشان را در عمل از تاریخ اخذ بکنیم و فرمایشات ایشان را در خطبهها، درنامهها اخذ بکنیم و رفتار ایشان را با رعیت و همین طور رفتار رعیت با او، رفتار استاندارهایى که مىفرستادند در اطراف، یک مملکت بسیار بزرگ بود دیگر، حجاز و مصر و ایران و عراق و سوریه و یک مقدار از اروپا و اینها همه تحت سیطره بودند و وقتى که مىفرستادند سفارشهایى که مىکردند نسبت به اینکه چه جور باید رفتار بکنید و چه جور هم رفتار مىکردند آنها و مردم با آنها چه وضعى داشتند، اینها همه در تاریخ هست. زندگى