صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦
درست بشود، تمام همت این است که منزل داشته باشند، رفاه داشته باشند (آنهائى که راست مىگویند). اسلام مقصدش بالاتر از اینهاست. مکتب اسلام یک مکتب مادى نیست، یک مکتب مادى معنوى است. مادیت را در پناه معنویت اسلام قبول دارد، معنویات، اخلاق، تهذیب نفس. اسلام براى تهذیب انسان آمده است، براى انسان سازى آمده است. همه مکتبهاى توحیدى براى انسان سازى آمدهاند. ما مکلفیم انسان بسازیم. شما خانمها که زحمت کشیدید و به اینجا آمدید در این زحمت، مکلفید انسان بسازید، مکلفید در دامنهاى خودتان انسان مهذب بار بیاورید. مقصد اسلام و مقصد همه انبیا این است که آدمها راتربیت کنند، صورتهاى آدمىرا آدم معنوى و واقعى کنند. مهم در نظر انبیا این است که انسان درست بشود، اگر انسان تربیت شد، همه مسائل حل است. یک مملکتى که دارأى انسان مهذب است، تمام مطالبش حل است. انسان آگاه مهذب، همه ابعاد سعادت را براى کشور تامین مىکند. انسانى که ایمان به خداى تبارک و تعالى دارد، انسانى که متعهد است، انسانى که مهذب است، دست ظالم را کوتاه مىکند لکن مقصد همین نیست، این یکى از خدمتهائى است که مىکنند، آزادى براى مردم تامین مىکنند، لکن این یکى از مقاصد است همه این نیست، استقلال براى کشور تامین مىکند لکن همه مقصد این نیست، رفاه براى امت درست مىکند لکن مقصد این نیست. انسان حیوان نیست، انسان یک موجودى است که در طرف سعادت به بالاترین مقام مىرسد، در طرف کمال به بالاترین مقام موجود است مىرسد و اگر انحراف داشته باشد از پستترین موجودات پستتر است. انبیاء که دیدند مردم در هلاکت هستند از حیث اخلاق، از حیث عقاید، از حیث اعمال، مکتبهائى را خداى تبارک و تعالى به آنها الهام کرد تا نجات بدهد انسان را به همه ابعادى که دارد. اگر انسان حیوانى بود مثل سایر حیوانات، لکن حیوانى که تدبیر دارد، حیوانى که اهل صنعت است، اگر این بود احتیاج به آمدن انبیا نداشت. براى اینکه این راه، راهى است که مادیین خودشان ادراک مىکنند. آمدن انبیا براى این است که آن راههائى که بشر نمىداند، آن حقایقى را که انسان نمىداند، به آنها تعلیم بفرمایند. انبیاء براى راهنمائى یک مقام بالاتر، یک مقام انسانى بالاتر آمدهاند. قرآن کتاب آدم سازى است، براى آدم ساختن آمدهاند، کتاب حیوان سازى نیست، کتاب تعمیر مادیت نیست، همه چیز است، انسان را به تمام ابعاد تربیت مىکند، مادیات را قبول دارد در پناه معنویات و مادیات را تبع معنویات قرار مىدهد.
ایجاد مملکت اسلامىمشروط بر اجراى احکام اسلام
مملکت وقتى مملکت اسلامىاست که تعالیم اسلام در آن باشد. اگر تعالیم اسلامىدر آن نباشد، اسلامىنیست. هر چه ما بگوییم جمهورى اسلامى، جمهورى اسلامىلفظ نیست، با رأى ما جمهورى اسلامىتحقق پیدا نمىکند، بله رژیم رسمىرژیم جمهوریت مىشود لکن اسلامىنمىشود مگر آنکه احکام اسلام در او جارى بشود با جریان قانون اساسى هم اسلام نمىشود. با مجلس شورا هم اسلام نمىشود. اینها همه مقدمه است. وقتى مىتوانید بگوئید که مملکت اسلامىاست که بازارى اسلامى