صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٥
مقدارى مهلت داد. اگر راجع به خود این رژیم یک کارى شده بود، خوب حق بود که بگوئیدکه رژیمىآمده و ادعا مىکند من رژیم اسلامى هستم و دارد فساد مىکند. اما اگر یک رژیمى هست و آمده است و وارث یک مملکتى است که همه چیز آن را بردهاند، خوردهاند و بردهاند، هم آن پدر برد جواهرات ایران را و مخازن ایران را منتها گیر انگلیسها (از قرارى که گفتهاند) افتاد و هم این پسر برد. همه بانک خارج را پرکردند از اموال دار و دسته اینها و هر چه هم آنجاها نتوانستند، از اینجا توانستند حمل کردند و بردند. هر چه هم امکان داشته است (از قرارى که مطلعین مىگویند) از بانکها قرض کردهاند و بردهاند مانده یک مملکتى که ندارد به طورى که بتواند. الان همچو نیست که یک خزینهپرى باشد و گذاشته باشند و نخواهند عمل کنند. یک خزینه خالى است نسبت به یک مملکتى. شما باید حساب کنید، بنابراین یک مقدارى باید مهلت داد و همه اشکالاتى که شما مىگوئید، اشکالات صحیح است.
نیاز به برقرارى آرامش براى دفع آشوبگران و استقرار جمهورى اسلامى
ما مىدانیم مطالب همین است که شما مىگوئید، هم باقیماندههاى رژیم سابق ماندهاند و فساد مىکنند و هم اشخاصى که انحراف دارند و از خارج الهام مىگیرند دارند فساد مىکنند و ما حالا باید همه دست به هم دهیم، کوشش کنیم که این حکومت دولت انتقالى منتقل بشود یعنى یک مملکتى بشود که یک حکومت مستقرى داشته باشد. ماالان رئیس جمهور نداریم، مجلس نداریم ما مجلس لازم داریم، رئیس جمهور لازم داریم. قانون اساسى نداریم، اساس یک مملکتى قانون اساسى آن است، رئیس جمهورش است، مجلسش است، دولت مستقرش است، ما الان هیچ یک از اینها را نداریم. ماالان اینها را الحمدلله بیرون کردیم لکن به جاى او الان مایک چیز مشت پرکن نداریم، نیمه کاره است اینها. و الان هم اگر شما خیال کنید که بخواهند مشغول بشوند به اینکه مثلاً آنهائى که شما مىگوئید، دستشان را کوتاه کنند، یک آشوبى در یک حالى هست که آشوب بلند مىشود، الان براى مملکت شما آشوب ضرر دارد. الان باید یک قدرى آرامش باشد تا کارها راه بیفتد. اگر بخواهند با فرض کنید آشوبگرى و با جلوگیرى از اینها یک شدتى به خرج بدهند، این جز اینکه یک آشوبى بلند بشود و ما نتوانیم اصل این حکومت مستقرى که در نظر است، این را برقرار کنیم. الان باید یک قدرى آرامش کرد شما پنجاه و چند سال شماها صبر کردید و اعقابتان و آنهائى که جلوتر از شماها بودند در طول تاریخ شاهنشاهى تحت این فشارها و ظلمها بودند و شما هم هرچه یادتان است از این مسائل بوده است، هر چه یادتان است حبس بوده گرفتارى بوده است و اینها و چارهاى نداشتید جز اینکه صبر کنید، حالا البته الحمدلله آزاد شدید، دستهاى آنها کوتاه شده است و کسى نیست که شما را بگیرد ببرد حبس بکند، چه بکند، باقى مانده است یک دستهاى و تفالهاى از اینهائى که حالا خیال مىکنند مىشود یک ماهى از آب گل آلود گرفت. الان اگر بخواهند (تنها عشایر شما که نیست، سرتاسر ایران است) اگر بخواهند الان شروع کنند به اینکه اینهائى که دارند آشوب مىکنند، سرکوبى بکنند، الان اسباب این مىشود که یک