صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٧
ملت، ملت را عائله خودشان حساب بکنند، همانطورى که با فرزند خودشان رفتار، با برادر خودشان رفتار مىکنند، با مردم هم اینجور باشند. در مقابل وقتى که اجنبى، غیر مسلمین که حملهاى به شما کردند، اجنبى خواست حمله بکند، آنجا شدید محکم، اینطور نباشد که بین خودتان وقتى ضعفا را گیر بیاورید اذیت بکنید و وقتى که یک صدا از یک جا بلند شود فرار کنید. خوب، ما دیدیم وقتى که متفقین آمدند آن مضمونى که آنوقت مىگفتند، که مىگفتند آن یکى که دو نشد اعلامیه چیز است، لشکر زمان اینها بود که اعلامیه چیز کردند، اعلامیه شماره یک، دوم نداشت و سه ساعت از قرارى که گفتند مقاومت کردند و فرار کردند. من فرارىهایشان را که در خود تهران آنجا صدا در آمده بود در تهران سربازها داشتند فرار مىکردند. تمام صاحب منصبها از تهران فرار کردند، طرف اصفهان رفتند، براى چه؟ براى اینکه اینها نه پایگاه ملى داشتند بین مردم؟ پایگاه نداشتند. از آن طرف هم قدرت نظامى نداشتند، قدرت نظامى نداشتند. به رضا خان گفته بودند که (گفته بود چرا به این زودى آخر چرا؟) گفته بودند که این هم ما تعارف داریم مىکنیم و الا همان، همان حمله اول بود. سه ساعت طول نکشید همان حمله اول. آنها از آن طرف آمدند ما از این طرف فرار کردیم براى اینکه قدرت نظامى نبود ترس بود.
قدرت نظامى در مقابل غیر مىایستد تا آنوقتى که کشته بشود شهادت. نظامى اسلام شهادت را براى خودش زندگى مىداند کسى که شهادت را زندگى دانست براى خودش، زندگى ابدى دانست براى خودش، این در مقابل غیر مىایستد و آخر نفس را مىکشد و شهادت طلب مىکند اما آن کسى که نظرش به همین زرق و برق و مادیات است و اصلا ایمانى در قلبش نیست، آن البته از آنجا صدا بلند مىشود، در تهران فرار مىکند، در سر حد بود، باز نیامده بودند همان سر حد که صدا بلند شد ما شاهد قضیه بودیم در تهران فرار کردند و از اینجا رفتند. شما باید همان دستور قرآن را عمل کنید که بین خودتان، بین خودتان با سایر ملت روابط دوستى داشته باشید که وقتى شما مىآئید توى مردم، مردم شما را بپذیرند، شما را دوست داشته باشند براى اینکه شما حامى آنها هستید، آدم حامى خودش را دوست دارد. اما در مقابل غیر، محکم بایستید و شهادت را براى خودتان فوز بدانید. این سرباز اسلام است و حالا شما سرباز اسلام هستید، و من امیدوارم که اسماء شما ثبت بشود در دفتر امام زمان (سلامالله علیه) خداوند همه شمارا حفظ کند، موفق باشید و من امیدوارم که این حرفهائى که در تبریز یا آذربایجان یک اشخاص مفسدى حرفهاى نامربوط اینجا مىزنند، امیدوارم نباشد این مسائل. من خدمتگزار همه هستم، خدمتگزار شماها هستم، خدمتگزار روحانیت هستم.
این مسائل نیست. این مسائل را مفسده جوها و اشخاصى که مىخواهند فساد بکنند، اینها طرح مىکنند والا دو تا مسلمان، دو تا انسان که نمىتوانند با هم مخالف باشند. ما نسبت به همه شما و نسبت به همه قشر ملت، خدمتگزار هستیم و من امیدوارم به این خدمت بتوانیم تا به آخر برویم و همه ما خدمتگزار اسلام باشیم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته