صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٥
جهات شخصى شروع شده، خانه ندارم، حقوقم کم است، درجه مىخواهم از این حرفهائى که آنوقت انقلاب رو به جلو رفتن بود این حرف هیچ نبود، حالا که رسیده است به یک حدى که یک شکستى به طرف داده است، قهرا در هر انقلابى اینطور است که بعد از اینکه طرف را شکست دادند و به پیروزى رسیدند باز بر مىگردند به حالات خودشان و حالات اولیه و چیزهائى که احتیاج دارند مورد نظرشان مىشود خانه ندارم و حقوق ندارم و من فرضا مریض هستم و این حرفها پیش مىآید. الان ما در نصفه راه واقع هستیم، ما راه را به آخر نرساندهایم. راى دادیم به جمهورى اسلامى، الان هم رسما جمهورى اسلامى است ایران شناختند همه ممالک هم شناختهاند ایران را به جمهوریت اسلامى، لکن ما محتواى جمهورى اسلامى را مىخواهیم. زحمت ما، آنکه ملت ماداد، زحمتهاى چیزهائى که تحمل کرد، براى این بود که اسلام تحقق پیدا بکند. جمهورى اسلامى لفظى ما نمىخواهیم که، یک جمهورى اسلامى که فقط به آن رأى بدهیم و خودش را کار نداشته باشیم. ما باید اسلام را به همان طورى که در صدر اسلام بود، آرزوى ما این است که اسلام را آنطور که در صدر اسلام بود پیاده کنیم، آنطورى که در زمان خود رسول الله بود پیاده بکنیم و این محتاج به جدیت تام است در همه اقشار. الان یک مسؤولیت بزرگى به دوش همه ما هست. من که یک طلبه هستم و در قم هستم و شما آقایانى که در مراکز حساس هستید، مسؤولیت دارید، یعنى به جائى رسیده است که اگر چنانچه ما سستى بکنیم، ممکن است آن ریشهها تقویت بشوند، رشد پیدا بکنند، به هم متصل بشوند و غائله بار بیاورند. اگر نتوانند هم توفیق پیروزى پیدا بکنند، لکن غائله مىتوانند ایجاد کنند که زحمت براى مملکت ما ایجاد کنند و ما اگر چنانچه سستى بکنیم، ممکن است که آنها روابطشان را با هم درست بکنند و لااقل براى ما، براى شما زحمت ایجاد بکنند.
وظائف خطیر ارتش اسلام در رابطه با خدا و خلق
الان ما باید هر کدام وظائف خودمان را انجام بدهیم، من که یک نفر طلبه هستم، وظیفه طلبگى خودم را و شماها که در ارتش هستید وظیفه ارتشى خودتان را. من براى شما عرض بکنم ارتشهاى صدر اسلام وضعش این بوده رئیس ارتش، امام جماعت بود یعنى انتخاب که مىشد این رئیس ارتش که برود کجا، امام جمعه هم همان انتخاب مىشد. مالک اشتر را وقتى مىفرستادندش کجا، همان مالک اشتر رئیس ارتش بوده و استاندار فلان جا هم بوده است و امام جماعت و امام جمعه هم بوده است براى اینکه وضع ارتش در اسلام با وضع ارتش در، سایر رژیم فرق داشته است شما ببینید الان که ما اینجا با هم نشستیم و یک محیط محبت است، این بهتر است یا یک محیط رعب که وقتى یکى از شما وارد مىشود ما بترسیم؟ در روح خود شما، این محیطى که محیط دوستى و محبت است در روح شما آرامش بیشتر ایجاد مىکند یا اینکه وقتى وارد بشوید و مردم از شما فرار کنند؟ ارتش باید وقتى ارتش اسلامى شد، رئیس ارتشش جورى باشد که دیگران به او اقتدا بکنند، افراد ارتش طورى باشند که مردم وقتى که وارد شدند در یک جلسهاى، مردم از آنها استقبال بکنند گل سرشان بریزند. چنانچه