صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٧٣
امکان ندارد که دیگران بتوانند استفادههاى نامشروع از ما بکنند، ما باید اقتصادمان تابع اسلام باشد، فرهنگمان تابع اسلام باشد، ارتشمان، ارتش اسلام باشد.
در صدر اسلام ارتش یک پناهگاهى براى ملتها بوده است، محیط ارتش از محیط مردم جدا نبوده است، محیط رعب نبوده است، محیط وحشت نبوده است، اگر چنانچه ارتش، دولت، به وظایف ارتشى خودشان، به وظائف دولتى خودشان، به وظائف اسلامى عمل کنند، محیط در یک کشور، محیط محبت مىشود، محیط آرامش روحى مىشود و این هم براى ملت مفید است و هم براى دولت و هم براى ارتش، و اگر محیط، محیط ارعاب باشد، چنانچه در حکومتهاى طاغوتى است، محیط وحشت باشد، این براى ملت و خود دولت و خود ارتش بد است و اینکه طاغوتىها محیط ارعاب ایجاد مىکنند، براى این است که آنها براى ملت کار نکردهاند و خودشان را از ملت جدا کردهاند و از ملت وحشت دارند، از این جهت محیط را ارعاب، محیط ارعابى درست مىکنند که مردم را سرکوب کنند. در صدر اسلام این معانى نبوده است، ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است محیط هیچ وقت محیط ارعابى نبوده است، حکومتى که در رأس جامعه بوده است، با مردم دیگر فرقى نداشته است بلکه زندگیش پائینتر بوده است. حکومتها نمىخواستند که به مردم حکومت کنند، مىخواستند خدمت کنند. اسلام حکومتها را موظف به خدمت کرده است، ارتش در خدمت ملت باید باشد.
حکومتها در خدمت مردم باید باشند، اگر یک چنین برنامهاى تحقق پیدا بکند، محیط رعب از بین مىرود، محیط دوستى پیش مىآید، مبدل به محیط برادرى مىشود، یک چنین محیطى که محیط برادرى باشد ملت پشتیبان دولت است، و اگر ملت پشتیبان یک دولتى شد، دولت سقوط نمىکند.
اگر شاه به نصایح روحانیون توجه کرده بوده و خدمت به این ملت کرده بود، سقوط نمىکرد لکن خدمت نکرد و خیانت کرد و پشتوانه مردمى را از دست داد و وقتى که مردم شنیدند رفت شادى کردند، چنانچه در رفتن پدرش هم شادى کردند. حکومتها باید عبرت بگیرند از این وضعى که در ایران پیش آمد و بدانند که وضع براى این بود که محیط اختناق به طورى پیش آوردند که اختناق انفجار آورد. برادر باشند با هم، با ملت دوست باشند، ملت احساس کند که دولت از خود اوست، دولت خدمتگزار اوست. ملتها احساس کنند که ارتش از خود آنهاست، ارتش که در خیابان مىآید براى او گل بریزند، نه از او فرار کنند. آن عمده در برنامههاى حکومتى، در برنامههاى دولتى این معناست که محیط اخلاقى درست کنند. محیط برادرى درست کنند. این در رأس همه برنامههاست، اگر این برنامه درست شد، اگر دولت بخواهد کارى بکند، همه ملت با او همراهى مىکنند. اگر دولت بخواهد برنامه اى را، اگر دولت بخواهد برنامه اى را اجرا بکند، ملت در خدمت او هست ما این دو حکومت راکه در ایران بود، الان با هم مقایسه مىکنیم، دولت سابق اگر مىخواست برنامه اى را اجرا بکند، مردم با او موافق نبودند بلکه حتى الامکان کارشکنى مىکردند. الان دولت ما وقتى مىخواهد برنامهاى را اجرا کند، از اطراف به ما پیشنهاد مىشود که ما درخدمت حاضریم، طبقات مختلف مردم مىگویند: که ما در اجراى این برنامه حاضریم، از جان و دل حاضریم که کمک بکنیم. الان که بعض برنامهها را مىخواهد