صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٧
و یدالله مع الجماعه و همه براى خدا بود و خداى تبارک و تعالى عنایت فرمود. حالا هم توجه به یک گرفتارىهاى شخصى عجالتانکنیم، الان هم توجهمان به همان مقصد باشد که این جمهورى اسلامى که حالا لفظش آمده است، معنا و محتوایش باز نیامده است، شما مىبینید که در همه ادارات، در فرهنگ، در دادگسترى، درسایر جاها باز یک صیغه اسلامى پیدا نکرده است که ما اسمش را بگذاریم جمهورى اسلامى، ما رأى دادیم به جمهورى اسلامى، شما هم رأى دادید، الان جمهورى اسلامىاست در ایران، اما محتوایش تا حالا تحقق پیدا نکرده، یعنى در هر ادارهاى که برویم باز یک رنگ و بویى از سابق مىبینیم و ما مىخواهیم این رنگ و بو برود، و شسته بشود.
استقلال فکرى را از ما گرفتهاند
و در رأس همه چیزها همانطورى که اشاره کردید فرهنگ است، فرهنگ ما که حالا مىشود گفت از اولى که وجود پیدا کرد، این مدارس وجود پیدا کرد، از اول آن مخالفین ما توجه بدان داشتند براى اینکه آنها مىدانستند که هر چه پیدا بشود از فرهنگ باید پیدا بشود. دو جناح بود که این دو جناح بیشتر از هر چیزى مورد توجه مخالفین ما بود، مخالفین اسلام بود. یکى جناح روحانیت، یکى جناح فرهنگ، این دوتا قوه را اینها مىدیدند که این دوتاست که مىتوانند یک مملکتى را استقلال به آن بدهند و ادارهاش کنند و لهذا در هر دوى اینها کارشکنى کردند. در فرهنگ روى برنامههایى که درست کردند، برنامههایى نبود که درست به درد ما بخورد.
در روحانیت، کوبیدند روحانیت را در هر نوبت. از زمانى که رضاخان آمد، جز یک چند صباحى که مىخواست بازى بدهد مردم را و اظهار دیانت کرد و اظهار چه کرد، از همان زمان عمده نظرش را دوخت روى روحانیت که اینها را از بین ببرد با هر بهانهاى توانست. او مىدید که مجالس روضههایى که بر پا مىشود و در تمام ایران است در تمام ده و قصبه و شهر و بیرون شهرها، این مجالس پر برکت هست و از این مجالس پر برکت ممکن است که اشخاصى پیدا شوند و گروههایى پیدا بشوند که جلوگیرى از این استفادههاى غیر مشروع را بکنند.این مجالس رااگر هر کدام شماها یادتان نیست، اکثرا شاید آقا (اشاره به یک پیرمرد روحانى) یادشان باشد، این مجالس را قدغن کردند در سرتاسر ایران، دیگر ما مجلس روضه نداشتیم در یک موقعى که اینطور بود، هیچى نداشتیم، سر تا سر مملکت را اینها کنترل مىکردند مأمورینشان، که مبادا یک صدایى یک جا بلند بشود، روضهاى در یک جایى باشد و از آن طرف فشار به اینها براى اینکه عمامهها را بردارید و عمامهها را برداشتند.
و همین طور فرهنگ را، برنامههایش را یک جورى درست کردند که آنجا دیگر نمىتوانستند بگویند که فرهنگ نباشد، مىگفتند باشد اما برنامهها جورى درست شد که به درد خود ملت نخورد و بالاتر از این، این است که تبلیغات زیاد براى اینکه محتواى ما را از ما بگیرند، خودمان را به خودمان بدبین بکنند، دانشگاهى را از روحانى جدا کنند بلکه دشمن کنند، روحانى را با دانشگاهى جدا بکنند بلکه دشمن بکنند، بازارى را با کذا، همین طور اینها را محتوایشان را بگیرند و بدبین کنند و بدتر، از