صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٣
انسان وقتى درست بشود همه چیز درست مىشود. در این چند سال کوشش کردند که انسان نباشد، انسان رانگذارند یک انسانى پیدا بشود. اینها مىدیدند که یک فرد انسان اگر پیدا بشود ممکن است یک ملت را هدایت کند ممکن است که یک ملت را به خلاف آنها چیز بکند، از این ناراحت بودند نمىگذاشتند کسى تحقق پیدا بکند.
آنهااز مدرس مىترسیدند. مدرس یک انسان بود، یکنفرى نگذاشت پیش برود کارهاى او را تا وقتى کشتندش. یکنفرى غلبه مىکرد بر همه مجلس، بر اهالى که در مجلس بودند غلبه مىکرد یکنفرى، یکنفرى تا توى مجلس نبود (من آنوقت مجلس رفتم، دیدم، براى تماشا، بچه بودم، جوان بودم رفتم) مجلس آنوقت تامدرس نبود مثل اینکه چیزى در آن نیست، مثل اینکه محتوا ندارد. مدرس با آن عباى نازک و با آن - عرض بکنم - قباى کرباسى وقتى وارد مىشد، مجلس مىشد - یک مجلس - طرحهایى که درمجلس داده مىشد، آن که مخالف بود مدرس مخالفت مىکرد و مىماساند مطلب را.
وقتى که روسیه در یک قضیهاى (که الان یادم نیست) اولتیماتوم داد به ایران و آوردند به مجلس و قواى نظامىاش هم حرکت کرده بودند به طرف تهران یا قزوین که این را قبول کنند، مجلس (آنطور که حالا نقل مىکنند) مجلس بهت شان زده بود که باید چه بکنند. قوا، قواى شوروى است، مقاومت نمىتوانیم بکنیم، قبول این هم که خیانت است. آنجا نوشته است که یک روحانى با دست لرزان آمد و گفت حالا که ما باید از بین برویم چرا خودمان از بین ببریم؟ما این را ردش مىکنیم. رد کرد، همه هم قبول کردند. آنهاهم هیچ کارى نکردند. اینها مىبینند یک انسان وقتى در یک ملت پیدا بشود مىتواند که مجراى امور را از آن طریقى که آنها مىخواهند برگرداند، آن چیزى که آنها مىخواهند نگذارد پیدا بشود، کوشش کردند نگذارند انسان پیدا بشود.
کوشش کنید که انسان درست کنید
شما دانشگاهىها کوشش کنید که انسان درست کنید. اگر انسان درست کردید مملکت خودتان را نجات مىدهید. اگر انسان متعهد درست کردید، انسان امین، انسان معتقد به یک عالم دیگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر این انسان در دانشگاههاى شما و ما تربیت شد مملکتتان را نجات مىدهد. بنابراین، کار، کار بسیار شریف و مسؤولیت، مسؤولیت بسیار زیاد. الان این مسؤولیت به دوش ما و شماست. این مسؤولیت بزرگ، یعنى سعادت ملت را شما و ما باید بیمه کنیم، قشر روحانى و قشر دانشگاهى. سعادت ملت را شماها باید بیمه کنید، این مسؤولیت به دوشتان آمده، نرفتید زارع بشوید، اگر زارع بودید، مسؤولیت داشتید اما نه این مسؤولیت را. اگر یک کاسبى بودید، مسؤولیتداشتید درحدود شعاع خودتان اما الان مسؤولیت، مسؤولیت یک ملت است، مسؤولیت یک کشوراست، مسؤولیت براى اسلام است. مقابل خدا، الان همه مسؤولیم. باید همه ما کوشش کنیم، دانشگاه کوشش کند، دانشگاههاى دینى کوشش کنند، دانشگاههاى علمى شما کوشش کنند انسان درست کنند.
همه دنبال این باشید، انسان. اگر انسانیت را استثناء بکنید یک فردى درست بکنید دانشمند، یک