صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦١
بچهها آمدند. همین دیشب کسى مىگفت که من شاهد قضیه بودم که یک بچه ده، دوازده ساله سوار موتورسیکلت شده بود و حمله کرد طرف یک تانک و از آن ور هم بچه را تکه تکه کردند، اما او یک بیرق دستش بودو حمله کرد. این چه بود؟ قضیه، قضیه چه بود که یک چنین تحول در ملت پیدا شد؟ این تحول عظیمى که در این ملت پیدا شد، یک تحولى بود که فقط براى این معنا که مثلاً رژیم نباشد؟ یا دنباله داشت؟ رژیم نباشد، حکومت اسلامى باشد، اساس او بود، اساس آن بود که مىخواستند قرآن حکومت کند در این کشور. موانع را برداشتند که حکومت، حکومت اسلامى باشد نه اینکه همه مقصد این بود که فقط آزاد باشیم. همه مقصد این بود که مستقل باشیم؟ ایران مىخواست که مثل مملکت مثلاً سوئد باشد؟ آزاد هستند، مستقل هم هستند. اما اگراز قرآن در آن خبرى نباشد، باز هم چنین مىخواهد؟! ایرانىها این را مىخواستند که قرآن باشد یا نباشد؟ اسلام باشد یا نباشد؟ ما آزاد باشیم، ما آن جهت حیوانىمان، آن جهت حیوانىمان اشباع بشود کارى به معنویات دیگر ما نداریم!! ایران جوانهاى خودش را براى این داد؟ یا ایران متحول شده بود به یک ملت صدر اسلامى، یک جوانهایى مثل جوانهاى صدر اسلام که شهادت را براى خودشان فوز مىدانستند مىگفتند شهید هم بشویم سعادتمندیم. مسأله این بود و مسأله این هست.
براى اسلامى کردن دانشگاه جدیت کنید
دانشگاه مبدأ همه تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قدیمه، چه دانشگاه علوم جدیده، از دانشگاه سعادت یک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت یک ملت سرچشمه مىگیرد. دانشگاه را باید جدیت کرد، جدیت بکنید دانشگاه را درستش کنید، دانشگاه را اسلامیش کنید. مملکت ما براى اسلام زحمت کشیده است و باید براى اسلام زحمت بکشد و مىکشد و همه چیزش باید اسلامى بشود.
همین توقع نباشد که دولت اسلامى باشد، خیر، همه چیز باید اسلامى بشود، همه قشرها باید قشر اسلامى باشد که هر کس که بیاید و ببیند جمعیت را، ببیند که یک جمعیت الهى اینها هستند، یک جمعیت اسلامى اینها هستند.
تمام مقصد ما اسلام است
الان وقتى است که خداى تبارک و تعالى ما راامتحان مىکند. همین حالا، همین عصر ما الان بعد از اینکه انقلاب به پیروزى رسیده است تا حدودى، الان وقتى است که ما در امتحان هستیم که حالا که ما آزادى پیدا کردیم، این آزادى را صرف چه مىکنیم. آزادى پیدا کردیم، آزادى، حالا من آزادم که هر کارى مىخواهم بکنم؟! آزادم که به هر که مىخواهم اذیت بکنم؟ آزادم که هر چه مىخواهم بنویسم؟ ولو به ضد اسلام باشد، ولو به ضد منافع مملکت باشد. این آزادى است؟این را ما مىخواستیم؟ما آزادى مىخواستیم یا آزادى در پناه اسلام ما مىخواستیم؟ما اسلام مىخواستیم، اسلام هم آزادى دارد اما آزادى بى بندوبارى نه، آزادى غربى ما نمىخواهیم، بىبندو بارى است او.