صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥
مىخواستند بکنند حمله کردند به ایران، در عین حالى که همه چیز ایران در خطر بود و مردم براى همه چیزشان نگران بودند، لکن وقتى گفتند که رضاخان را اینها بردهاند مردم شادى مىکردند. اینطور رفتار کرد، رفتار غیر عقلائى، رفتارى که براى خاطر انگلستان بود. آنوقت انگلستان این را آورد روى کار، بعد از او نوبت به پسرش رسید که این را دیگر بیشتر شما یادتان است این هم کارهایى کرد که به حسب صورت فریبنده بود لکن کم کم هى هر چه پرده بالا رفت دیدند که بر خلاف مسیر ملت است. ملت با او مخالف شد منتها در طول این سى و چند سالى که بود، هى عقدهها روى هم آمد، عقدههاى مردم روى هم آمد و هى نارضایتىها زیاد شد و هى خدمتهاى او به اجانب یکى بعد از دیگرى هى فاش شد تا رسید به آنجا که من شاید مکرر این را در بعضى از صحبتهایم گفتم که نکن کارى که وقتى بروى، همه مردم شادى کنند، نکن این کارى را که همین مطلب را، که وقتى که پدر تو رفت همه شادى کردند در عین حالى که همه در خطر بودند، تو نکن این کار را، که وقتى رفتى همه شادى کنند. حکومت اگر حکومت ملى باشد و به دست ملت یک حکومتى وجود پیدا بکند، چون از خودشان است، اگر یک وقتى از بین برود همه ناراحت مىشوند، اگر بخواهد از بین برود، همه پشتیبانش هستند، لکن حکومت اگر چنانچه پایه قدرتش بر دوش ملت نباشد، به این وضع در مىآید که آن روزى که مىگویند رفت، خیابانها آنطور شد که دیدید (من نبودم لکن نقل مىکنند) شادىها آنطور شد که دیدید. همان که من به او تنبه دادم که نکن که اینطور بشود. این باید مایه تنبه براى ماها بشود، فرق نمىکند، یک قدرتى که در راس است و همه مملکت تحت سیطرهاش است، یا یک قدرتى که در یک استان است، یا یک قدرتى که در یک شهر است، یا یک قصبه است، اگر چنانچه عقل داشته باشند، قدرتها باید از این تاریخ موجود عبرت ببرند که وقتى حکومتى پایه قدرتش به دوش ملت نباشد و ملت با قلبش با آن موافق نباشند، هر چه قدرتمند باشد هم نمىتواند پایدارى کند. دیدید که قدرت خودش چه بود و علاوه بر او همه قدرتها با او موافق بودند، یعنى ما در تمام دنیا یک کسى که با او مخالف باشد حالا شاید یک نفر مثلاً یکى از دولتها شاید آن هم اظهار مىکرد حالا راست گفته یا نه نمىدانم اما تمام دول بزرگ با او موافق بودند. ابرقدرتها موافق بودند، تمام دول غربى با او موافق بودند، این خلیج و این کویت واین - عرض مىکنم که - دول عربى با او موافق بودند، در عین حال چون پایه قدرت بر قلوب مردم نبود، روى دوش ملت نبود، همه قدرتها دستشان را روى هم گذاشتند که و قدرتهایشان را روى هم گذاشتند که نگه دارند او را و نتوانستند، رفت ! این یک تاریخ موجود است و باید براى ما همه عبرت باشد.
فرو ریختن حکومت نتیجه از دست دادن پایگاه ملى است
شما که در شهربانى کاشان هستید، آن هم که در شهربانى قم است، آن هم که رئیس شهربانى کل است، آن هم که رئیس ارتش کل است، آن هم که رئیس ژاندارمرى کل است، آن هم که رئیس دولت است، اینها توجه داشته باشند که آن که مىتواند اینها را نگه دارد و حفظ کند، ملت است، ملت