صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٧
شرب خمر بود، قمار بود در مجالسشان. خلیقه رسول الله و در مجلس شرب و خمر؟ و در مجلس قمار؟! و باز خلیقه رسول الله نماز هم مىرود در جماعت مىخواند. این خطر از براى اسلام خطر بزرگ بود، این خطر را سیدالشهدارفع کرد. قضیه، قضیه غصب خلافت فقط نبود، قیام سیدالشهدا سلام الله علیه قیام برضد سلطنت طاغوتى بود، آن سلطنت طاغوتى که اسلام را مىخواست به آن رنگ درآورد که اگر توفیق پیدا مىکردند، اسلام یک چیز دیگر مىشد، اسلام مىشد مثل رژیم دو هزار و پانصد ساله سلطنت. اسلامىکه آمده بود و مىخواست رژیم سلطنتى را و امثال این رژیمها را به هم بزند و یک سلطنت الهى در دنیا ایجاد کند، مىخواست طاغوت رابشکند والله را جاى آن بنشاند، اینها مىخواستند که الله را بردارند، طاغوت راجایش بنشانند، همان مسائل جاهلیت و همان مسائل سابق. شکست نبود کشته شدن سیدالشهدا سلام الله علیه چون قیام لله بود قیام لله شکست ندارد. خداى تبارک و تعالى مىفرماید فقط یک موعظه همه موعظهها را یک موعظه من دارم. پیغمبر اکرم واسطه، خدا واعظ، ملت متعظ، من فقط یک موعظه، بیشتر از یک موعظه ندارم انما اعظکم بواحده ان تقومو الله اینکه براى خدا قیام کنید وقتى که دیدید که دین خدا در معرض خطر است براى خدا قیام کنید. امیرالمومنین مىدید که دین خدا در خطر است معاویه دارد وارونه مىکند دین خدا را، براى خدا قیام کرد. سیدالشهدا هم همین طور براى خدا قیام کرد. این یک مطلبى است که براى یک وقت نیست، موعظه خدا همیشگى است هر وقت دیدید که بر ضد اسلام، بر ضد رژیم انسانى اسلامىالهى خواستند که قیام کنند، خواستند وارونه کنند مسائل اسلام را، به اسم اسلام، اسلام را بکوبند، اینجا لله باید قیام کرد و نترسید از اینکه شاید نتوانیم، شاید شکست بخوریم، شکست تویش نیست.
آنچه براى ما مهم است عمل به تکلیف شرعى است
من در پاریس که بودم بعضى خیراندیشها مىگفتند که نمىشود دیگر، وقتى که نمىشود، باید چه کرد، باید یک قدرى گفتم ما تکلیف شرعى داریم عمل مىکنیم و مقید به این نیستیم که پیش ببریم، براى اینکه آن راما نمىدانیم قدرتش را هم الان نداریم اما تکلیف داریم، ما تکلیف شرعى خودمان را عمل مىکنیم. من اینطور تشخیص دادم که باید این کار را بکنیم. اگر پیش بردیم هم تکلیف شرعىمان عمل کردهایم، هم رسیدهایم به مقصد. اگر پیش نبردیم به تکلیف شرعىمان عمل کردهایم، نتوانستیم، حضرت امیر هم نتوانست، تکلیف را عمل کرد ولى در مقابلش ایستادند، اصحاب خودش ایستادند در مقابلش، نتوانست. این چیزى نیست، خوب مابه اندازه قدرتمان ما مىتوانیم کار بکنیم. وقتى که ما دیدیم که یا شما دیدید که یک رژیمىاسلام را دارد وارونه مىکند، به اسم عدالت اسلامىدارد ظلم را ترویج مىکند مىخواهد اسلام را اینجورى معرفى کند، یک وقت مىایستد و مىگوید من کارى به اسلام ندارم، این سبکتر است تکلیف براى انسان. یک وقت یک کسى قران طبع مىکند و زیارت حضرت رضا سلام الله علیه مىرود و در ملاء عام نماز مىخواندو حرفهایش هم این است که: عدالت اسلامى