صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٨٠
است که حالا را ما بفهمیم که باید چه بکنیم. باید همان نهضت به همانطور که بود همان کلید پیروزى که وحدت کلمه و ایمان بود همان را نگه دارید. وحدت کلمه و ایمان، شما را براین قدرت پیروز کرد، حالا هم توطئههاى همه جانبه هست، گر چه این توطئهها خیلى چیز مهمى نیست لکن آشوب مىکند، اسباب یک آشوب و ناراحتى براى دولت، براى ملت هست. باید حالا هم همان نهضت را با همان رمز، با همان کلید پیروزى که همه با هم بودید و همه هم اسلام را مىخواستید باید این را حفظش کنید. اگر این حفظ شد، شما را تا آخر نقطه پیروزى مىرساند. اگر خداى نخواسته وحدت کلمه را از دست بدهید یا مقصدتان غیر مقصد حکومت اسلامى باشد، خوف این است که دیگر نتوانید قدم بردارید، نتوانستن قدم برداشتن دنبالش این است که آنها قدمشان را پیش بگذارند، شماها سست بشوید عقب نشینى کنید آنها یک قدمى جلو بگذارند، آنها توطئهها را زیاد کنند. الان چیزى نیستند لکن ممکن است که ماها هر چه عقب برویم آنها جلو بیایند توطئه زیاد بشود این ریشهها همه با هم مجتمع بشوند ماها از هم متفرق بشویم آنها با هم مجتمع بشوند، عکس آنکه با آن پیروزى حاصل شد تحقق پیدا کند، گروههاى مختلف با هم مجتمع شدند همه با هم همصدا شدند و سد را شکستند و حالا که سد را شکستند باز هم ما یک سد دیگرى داریم یک کارهاى دیگرى داریم. اگر بنا باشد که ما حالا دیگر آن اجتماعاتى که داشتیم آنها را از دست بدهیم و یکى یکى گروه مختلف، جمعیتهاى مختلف، جمعیت مخالف با هم بشویم، آن توجهى که به مقصد داشتیم و اینکه حکومت اسلام را مىخواهیم آن هم کم کم سرد بشود، این آتشى که در دلها افروخته شده بود و این نور خدا، نورى که خدا در دلها هدایت او روشن کرده بود، اینها سرد بشود، سست بشود، از آن طرف آنها اجتماعاتشان زیاد بشود از این طرف ما اجتماعاتمان را از دست بدهیم نتیجه این مىشود که آنها خداى نخواسته یک وقتى غلبه کنند و اگر غلبه کنند این دفعه خداى نخواسته مثل آنوقت نیست که رها کنند شما یک زندگى بکنید ولو توى کوهستان، ولو توى عشائر خودتان، نخیر بکلى از بینتان مىبرند یعنى هم دانشگاه را از بین مىبرند، هم مدارس را از بین مىبرند، هم شهر نشینها را از بین مىبرند، هم عشائر را از بین مىبرند. از بین خواهند برد ما را اگر خداى نخواسته اینها غلبه کنند و انشاءالله نمىکنند لکن ما باید بیدار باشیم، توجه کنیم که آن معنائى که ما را رساند به اینجا ما حفظش کنیم. آن معنا این بود که اختلافات را کنار گذاشته بودید همه با هم آن روز، آن روزى که فریاد، همه مردم الله اکبر مىگفتند و در شهرها و ده و در همه جا یک فریاد مىزدند و مىگفتند مرگ بر این سلطنت که آنوقت هیچ فکر اختلاف نبودند اما با هم اجتماع داشتند، اختلافات کنار گذاشته شده بود این اسباب این شد که شما پیروز شدید یک پیروزى اعجاز آور، هیچ کس تصور این معنا را نمىکرد که یک همچنین پیروزى براى ملتى که هیچ ندارد، در مقابل یک قدرتى که همه چیز دارد پیروز بشود. اگر چنانچه این رمز را حفظ بکنید، اجتماع خودتان را حفظ بکنید، دست از اختلافات قبیلهاى، اختلافات شخصى، اختلافات ملکى، اختلافات عشیرهاى دست اگر بردارید و آن رمز دوم که عبارت از این است که خواست همه یک جمهورى اسلامى، یک حکومت عدل، یک حکومت انسانى، اگر این دو تا جهت را حفظ بکنید، هم دست از آن اختلافات بردارید