صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧٤
است، یک عدهاى ریختهاند توى مردم و به عناوین چپاولگرى یا مىکنند یا شلوغکارى مىکنند، چه آنهایى که انحرافات مسلکى دارند و چه آنهایى که انحراف مسلکى ندارند لکن از تتمه همان رژیم و از تتمه همان بساط هستند. همه جاى ایران الان اینطورى است. خوب شما تصور مىکنید که یک ایرانى که همه چیزش را بردند و خوردند و مانده است یک خرابهاى که نه اقتصاد صحیحى دارد و نه فرهنگ صحیحى دارد و نه ژاندارمرى صحیحى دارد و نه ارتش صحیح دارد و نه هیچ چیز و الان هم آن که اداره مىکند مملکت را خود مردم هستند که حفظ نظام و نظم را مىکنند، شما تصور مىکنید که بشود، امکان داشته باشد که فوراً این کارها همه درست بشود، همه چیزها یکدفعه صحیح بشود یا مسألهاى است که همه ما باید دست به هم بدهیم، دولت و ملت و این خرابه را بسازیم دولت به آن مقدارى که قدرت دارد.
باید به مسئولین مملکتى که وارث خرابى است مهلت داد.
شما خیال نکنید که دولت نمىخواهد بکند، دولت در صدد است، مشغول است. الان خانهسازى در اطراف ایران شروع شده است، راه سازى شروع شده است، امایک ایران پهناور با نداشتن وسایل آنطورى که باید باشد، این لابد با تدریج باید درست بشود، یکدفعه نمىشود. شما خیال کنید که یکدفعه بعداز انقلاب بشود همه چیز را یک روز و دو روز و یک ماه و دو ماه و یک سال درست کرد، این نمىشود. اگر یک ناحیه بود، یک جا بود، ده جا بود، خوب مىگفتند که این ده جا را به موقع درست کند امایک مملکت است، یک مملکت پهناور بزرگ، همه چیزش را بردهاند و مانده است یک مملکت چیز دست اینها. من باید بگویم به شما که باز هنر مىکنند که اینقدر کار کردهاند الان مشغول به رشتههاى مختلف براى تعمیر چیز هستند و از آن دورها شروع کردهاند که مبادا این زاغه نشینان همین جا بمانند و نروند سراغ زراعتشان، نروند سراغ کسبى که آنجا داشتند. در هر صورت همه این امورى که گفتید، صحیح است ما مىدانیم اینها را لکن اختصاص به محل شما هم ندارد. از خوزستان هم که مىآیند همین حرفهایى که شما مىزنید، مىزنند درست هم هست. از هر جایى که از مملکت مىآیند اینجا اجتماع که مىکنند همین مسائل را مىخواهند و مىگویند، درست هم مىگویند منتها خیال مىکنند این همان محل خودشان است که اینطور است. بسیاریشان مىگویند که هیچ جا بدتر از محل ما نیست و حال آنکه برادرهاى دیگر نیز هم مىآیند و مىگویند هیچ جا بدتر از محل ما نیست. راست مىگویند، همه جا خراب است. قضیه بدترى نیست، همه جا بداست و اینطور نیست که دولت در فکر نباشد. الان یک دولت انتقالى متزلزل است، یک دولت مستقرى ماالان نداریم، یک دولت انتقالى است. این دولت انتقالى راباید یک مقدارى به آن مهلت داد که انتقال تحقق پیدا کند، جمهوریت استقرار پیدا کند، یک حکومت مستقرى بیاید، یک مجلس صحیحى باشد و بعد از این آنوقت به فکر این کارها بیفتیم که باید البته اشخاصى که متعدى هستند آسان است، آنوقت دیگر خیلى مهم نیست اینها. شماها آن قدرت بزرگ را شکستید اینها دیگر چیزى نیستند. در هر صورت الان باید یک