صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٥
محتاج به یک طول مدتى است که فرهنگ، یک فرهنگ مستقل، نه یک فرهنگ استعمارى که آنها برا ى ما دیکته کردند. آنها براى ما دیکته کردند، فرهنگ ما را طورى کردند که ما همه چیزمان الان عوض شده، غربى شده، وقتى هم حرف مىزنیم حرفمان غربى است، وقتى اسم خیابان مىگذاریم، اسم خیابانهاى غرب را مىگذاریم، اسم اشخاص غربى را مىگذاریم، خیابان روز ولت، خیابان کندى، خیابان کذا. اینها غربزدگى است، در تمام اروپا بگردید یک خیابان محمدرضا پیدا نمىکنید، یک خیابان نادر پیدا نمىکنید. خیابانهایمان هم خیابان غربى است، تعارفهایمان هم تعارف غربى است، آداب و معاشرتمان هم، با هم معاشرت غربى است، همه چیز. ما یک وابستگى روحى پیدا کردیم، این وابستگى روحى از همه چیزها براى ما بدتر است. اسلام یک وقتى سیطرهاش بر همه ممالک بود، آنوقت روم و ایران بود که هردوى اینها از همه ممالک- آنها دیگر آنوقت به وحشیگرى بودند- این دو تا مملکت مستقل متمدن، آن روز اسلام سیطرهاش بر اینها شد و همه را اسلامىمىخواست بکند.
گرفتارى قلمهاى سوء، بدتر از گرفتارى سرنیزه
در هر صورت من از شما جوانها متشکرم که آمدید از نزدیک با هم ملاقات کنیم و درد دلمان را بگوئیم. زیاد است، درد دلها زیاد است. مااز سرنیزهها و مسلسلها و اینها فارغ شدیم. سرقلمها حالا ضد ماست، قلمها به جاى نیزهها آمده است، مقالهها به جاى مسلسلها، حالا به روى اسلام بسته شده است. الان ما گرفتار سرنیزه نیستیم، ما گرفتار قلم هستیم، اهل قلم، ما گرفتار روشنفکرها هستیم، ما گرفتار آزادیخواهها که آزادى را نمىدانند چى است، هستیم. یعنى چه آزادى. ماالان گرفتار اینها هستیم و من امیدوارم که بیدار بشود یک وقت ملت ما، یک وقت آزادیخواههاى ما هم بیدار بشوند، از این غربى بودن بیرون بیایند، توجه بکنند به خودشان، خودشان را مستقل قرار بدهند. یک وقت از اسلام همه جا، به همه جا چیز صادر مىشد فرهنگ صادر مىشد، حالا ما همه چیزهامان باید تبع باشد. خداوند انشاءالله همه شما را توفیق بدهد و براى مملکتمان مفید باشید و براى اسلام مفید باشید و مملکت خودتان را خودتان حفظ کنید دیگر ننشینید به اینکه ژاندارمرى و پاسبان اینها بیایند. خودتان همه پاسبان و خودتان همه ژاندارمرى و خودتان همه ارتشى و همه چیز خودتان هستید، مملکت هم مال خودتان است، خودتان حفظش کنید (حضار: در سایه رهبرى شما حضرتعالى) خداوند همهتان را حفظ کند.