صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٢
داشتند و نه آنها از او. چرا باید مردم از ارتش بترسند چرا باید مردم از قواى انتظامى بترسند؟ از ژاندارمرى بترسند؟ از شهربانى بترسند؟ خوب، اینها بر حسب قاعده باید شهربانى باید شهر را حفظ کند، باید مردم او را اینطور ببینند که حافظ جانشان هست، نه دشمن جانشان. ارتش باید مملکت را حفظ کند نه اینکه مردم خیال کنند که این ارتش مىخواهد با مردم چه بکند و مىخواهد مردم را اذیت بکند. حکومت اسلامى که ما مىخواهیم، یک چنین چیزى ما مىخواهیم که آن کسى که در رأس است، او هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد، در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند، هر کس حاجتى دارد به او بگوید، وقت داشته باشد با او صحبت بکند، آن هم که رئیس ارتش است و آن هم که رئیس شهربانى است و آن هم که رئیس ژاندارمرى است، آن هم در بین مردم همانطور باشد، وارد بشود بین مردم، نه او از مردم وحشت کند، نه مردم از او وحشت بکنند، این باید دستور باشد براى همه حکومتها و ملتها. وقتى یک حکومت اینطور شد، ملت دنبالش است، ملت حافظش است همانطور که او حافظ ملت است، ملت هم حافظ او هستند و ما مىخواهیم یک چنین چیزى پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد و دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد. اگر یک چنین چیزى شد، یک مملکت آرامى است که هیچ کس هم نمىتواند در آن تصرف بکند. تا خیانت بزرگان نباشد، دولتهاى خارج نمىتوانند تصرف بکنند. خیانت هست که اسباب این مىشود که اینها راهشان را باز مىکنند، مستشار مىآورند نمىدانم کارشناس مىآورند، از این بساطها درست مىکنند. این خیانت است که راه آنها را باز مىکنند. اگر یک دولت غیر خائن باشد، راه باز نمىشود بر آنها که بیایند منافع ما را ببرند و حالائى که مملکت رسیده به خودمان ببینیم که یک مملکت آشفته و از بین رفته و همه چیزش از بین رفته و باید همه با هم کمک کنند تا اینکه اصلاح بشود.
تکلیف بر کمک و همیارى اقشار براى آباد ساختن خرابىهاى مملکت
حالا از این به بعد تکلیف همه ما چیست؟ تکلیف همه ما این است که همه کمک کنیم براى ساختن این مملکت، شما در هر جا که هستید کمک کنید، ما هم اگر کارى ازمان برآید کمک بکنیم، کشاورزها هم کمک بکنند، کارگرها هم کمک بکنند، همه کارمندها هم کمک بکنند، تا کمک همه نباشد نمىشود این خرابه را آبادش کرد، کمک لازم است. خیال نکند یک کسى که من یک نفرم، من یک نفر چه از من بر مىآید. هر یک نفرى به اندازه یک نفر از او کار مىآید به اندازه همان یک نفر مکلف است کارش را انجام بدهد. الان همه ما، همه قشرهاى این ملت مکلفند که براى این مملکت کار بکنند تا اینکه با کار، این مملکت اداره بشود، درست بشود. مملکت مال خودتان است، خودتان براى خودتان دارید کار مىکنید و انشاءالله من امیدوارم که همه ما به وظائفمان آشنا بشویم و شما که محلتان هم حساس است، انشاءالله وظائفتان را خوب عمل کنید و این کمکارى که گفته مىشود در بین ادارات هست، انشاءالله نباشد بلکه گفته مىشود گاهى بیکارى هست. امروز کمکارى مخالف با نهضت است، باید کار بکنیم همهمان، باید براى مملکتمان، براى کشورمان که از خودمان هست الان، الان کسى در