صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٠
امر محالى بود،یک امر محال واقع شد، آنها محال مىدانستند. اما روى حساب اقراء باسم ربک الذى خلق وقتى اسم خدا شد همین مقدار (ما به عمق مسائل نمىرسیم) همین مقدارى که همه اسلام گفتند و اسلام اسم خداست همین پیروز کرد اینها را، همه قدرتها را به هم زد، نتوانستند نگهش دارند. همه قدرتها دنبالش بودند، من مطلع هستم همه قدرتها دنبالش بودند که نگهش دارند همه چنگالها چسبیده بودند به این تخت و تاج منحوس که نگه دارند و قدرت ایمان شما، اسلام، قدرت اسلام همه این قدرت را عقب زد و این را از این مملکت بیرونش کرد، ریشههاى دیگر را هم بیرون مىکنیم.
پرهیز از اعمال انحرافى و خلاف موازین به منظور حفاظت از مکتب
اما باید توجه داشته باشید که امروز یک خطر بزرگى جلوى پاى ماست که من از این خطر بیشتر مىترسم تا از خطر اینکه بیایند و بریزند و بکشند و ما را از بین ببرند و آن خطر این است که مبادا ما پاهایمان را انحرافى برداریم، قدمهاى انحرافى برداریم و مکتبمان را بد منعکس کنیم، اسلام را بد معرفى کنیم. آنى که مهم است این است که مکتب به قدرت خودش باقى باشد ولو ما همه از بین برویم. ما شیعه ائمه اطهار هستیم، ائمه اطهار اکثراً یا کشته شدند یا چه شدند لکن مکتبشان محفوظ بود. سیدالشهدا کشته شد مکتبش محفظ بود بلکه مکتب را زنده کرد، با این کشته شدن مکتب را زنده کرد. سیدالشهدا دیدند که مکتب دارد از بین مىرود. قضیه قیام سیدالشهدا و قیام امیرالمؤمنین در مقابل معاویه، قیام انبیاء در مقابل قدرتمندان و کفار، مسأله این نیست که بخواهند یک مملکت بگیرند، همه عالم پیش آنها هیچ است. مکتب آنها این نیست که، مقصد آنهااین نیست کهکشورگشائى بکنند. اینهائى که از اسلام تعریف مىکنند که کشورگشائى کرد اینها اصلا اسلام را نمىشناسند چه است، خیال مىکنند اسلام هم مثل رژیم، اسلام مثل آمریکا مىماند که هر چه کشورش وسیعتر بهتر. کشورگشائى انبیاء سنخش فرق دارد با کشورگشائى سلاطین، سلاطین براى دنیایشان فریاد مىزنند، براى دنیایشان کشورگشائى مىکنند، براى قدرت شیطانیشان کشورگشائى مىکنند انبیاء مىروند که یک جمعیتى را آدم کنند، توى سرش مىزنند که آدم بشو. آنها کشورگشائىشان براى این است که انسان درست کنند. حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه دیدند که معاویه و پسرش (خداوند لعنتشان کند) اینها دارند مکتب را از بین مىبرند، دارند وارونه اسلام را جلوه مىدهند اسلامى که آمده است براى اینکه انسان درست کند، نیامده است قدرت براى خودش درست کند، آمده است انسان درست کند، اینها، این پدر و این پسر (مثل این پدر و پسر) اسلام را وارونه داشتند نشان مىدادند شرب خمر مىکردند، امام جماعت هم بودند، مجالسشان مجالس لهو و لعب بود، همه چیز درآنها بود، دنبالش هم جماعت بود، امام جماعت هم مىشدند امام جماعت قمارباز، امام جمعه هم بودند و منبر هم مىرفتند و اهل منبر هم بودند، منبر هم مىرفتند. به اسم خلافت رسول الله بر ضد رسولالله قیام کرده بودند، فریادشان لااله الاالله بود و بر ضد الوهیت قیام کرده بودند. اعمالشان، رفتارشان رفتار شیطانى لکن فریادشان فریاد خلیفه رسولالله. این است که مکتب را متزلزل مىکند و یک وقت در دنیا منعکس