صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩
استثناء دزدیش) این آزادى غربى است که هر کس هر کارى دلش مىخواهد بکند ولو اینکه فحشا باشد، ولو اینکه یک کارهایى باشد ناشایسته. اینطور آزادى در ایران نمىتواند باشد، آزادى در حدود قانون باید باشد. قوانین اسلام را باید ملاحظه کرد، در چهار چوب قوانین اسلام، در چهارچوب قانون اساسى، بیان آزاد و بحث آزاد. این اشتباهى است مىکنند اینهائى که فریاد از آزادى مىزنند، اینها غربزدهاند، آزادى غربى مىخواهند. اینها که دم از دمکراسى مىزنند، اینها همان دمکراتیک غربى مىخواهند، آزادى غربى را مىخواهند یعنى بىبند و بارى. در غرب هر چه شده است ما هم باید تبع آنها باشیم، اینها جزو غربزدهها هستند. روزنامهها آزادند مطالب بنویسند، مسائل بنویسند، اما آزاد هستند که اهانت به مثلاً مقدسات مردم بکنند؟! آزادند که فحش به مردم بدهند؟! آزادند که تهمت به مردم بزنند؟ همچو آزادى نمىتواند باشد، آزادى توطئه نمىتواند باشد. اگر روزنامهاى فرضا(من نمىخواهم یک روزنامهاى را بگویم اینطور است) اگر یک روزنامهاى توطئه بر ضد مسیر ملت مىخواهد بکند با نوشتن چیزهائى که بر خلاف مسیر ملت است و با ننوشتن چیزهائى که بر مسیر ملت است، اگر بخواهد توطئه بکنند و راهى برود که دشمنهاى یک ملت آن راه را مىروند، ترویج بکند از کارهاى دشمنهاى یک ملتى، بنویسد چیزهایى که مربوط به دشمنهاى یک ملت است، اگر اینطور باشد، اینطور آزادىها را ملت ما نمىتوانند بپذیرند.
ملت ما اینهمه زحمت کشیدند و اینهمه خون دادند و اینهمه گرفتارى پیدا کردند و اینهمه فریاد زدند، اینها براى اسلام این کارها را کردند، اسلام را مردم مىخواهند. اگر چنانچه ما اسلام نداشتیم، الان همه همان معانى سابق بود. مردم براى جهات دیگرى غیر از اسلام نمىروند خون خودشان را بریزند. مردم شهادت را مىخواهند. الان هم باز اشخاصى مىآیند از من استدعا مىکنند که دعا کنید که ما شهید بشویم. شهادت را براى چه مىخواهند؟ شهادت را براى این مىخواهند که مثلاً غیر اسلام چیز دیگرى تحقق پیدا کند؟! یک دمکراسى غربى باشد؟ یک آزادى مثل شوروى باشد؟ یک آزادى مثل مثلاً امریکا باشد؟ یا اسلام را مىخواهند؟ اگر اسلام نبود همه اینها که دارند مىگویند آزادى، آزادى، همه اینها یا در اروپا باید زندگى بکنند یا در بیغولهها. اسلام اینها را از بیغولهها بیرون آورد و از خارج کشور آورد به داخل، حالا که آورده باز حرفهایى مىزنند که مسیر، مسیر اسلام نیست. این کارى که اسلام کرد این بود که شماها را آزاد کرد، شماها را از حبسها بیرون آورد، شماها را از تبعیدات برگرداند. شماهایى که رفتید در خارج نشستید و تماشا کردید تا خون مردم ریخته شد، حالا فرصت به دستتان آمد و آمدید به ایران. همچو کرد که شما حالا آزاد شدید، لکن آزادى که بر ضد اسلام صحبت کنید. آزادى که بر ضد همان که شما را آزاد کرده است، بحث بکنید. آزادیى که همه چیز بگوئید، الا اسلام. همه حرفها را بزنید، همه چیز خوب است، لکن از اسلام صحبت نشود. اگر یک کسى از اسلام صحبت مىکند به ا و حمله بکنید. این حرفها نیست در کار، مطبوعات و کلیه چیزهایى که در یک کشورى هست به خدمت ملت باید باشد. براى یک ملتى باید آموزنده باشد. مسیر ملت را باید روشن کند نه اینکه بر خلاف مسیر ملت عمل بکند. هر جا و هر روزنامهاى، هر مطبوعاتى و هر چه