صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦٦
آنکه مردم خونشان را درراه او دادند، اسلام بود
این هدیه خداى تبارک و تعالى را حفظ کنید، حفظ به این است که همانطورى که با هم بودید، دلها با هم یکصدا بودند، همانطور از حالا به بعد هم این معنا راحفظ کنید. وقتى که شما دلهایتان با هم صاف باشد، قلبها یک قلب باشد، دستها دست واحد باشد، دست خدا هم باشماست. یدالله مع الجماعه این دست مبارک الهى که بر سر شما و عنایت حق تعالى که بر شما سایه افکند این را قدر بدانید و حفظ کنید. اگر حفظ شد، در همه مراحل پیروز هستید، همانطورى که در وقتى که انقلاب حاصل شد و همه رو به پیروزى رفتید و توجه به یک مقصد داشتید و آن نبود رژیم فاسد و تحقق رژیم الهى و توجه به چیز دیگر نبود، توجه به اینکه من گرفتارى دارم، وقتى منزل مىروم شام چه دارم، آیا من فرض کنید فلان گرفتارى دارم، هیچ توجه به این معانى نبود. نه زارع به فکر زراعت بود و نه کاسب به فکر کسب. و لهذا دیدید که کسبها را رها کردند و بازارها را تعطیل کردند و کارها را تعطیل کردند و همه با هم توجه به یک معنا و آن خدا، توجه به دین خدا. این توجه عمومى به دین خدا موجب این شد که خداى تبارک و تعالى هم توجه فرمود و این معجزه حاصل شد. آن چیزى که همه حسابهاى مادیین را فاسد کرد و غلط از آب در آمد، آنى که دولت آمریکا هم، کارشناسان آنها هم تصدیق کردند به اینکه مسائل فوق فکر ما بود و حسابهاى مادرست نبود و حق هم داشتند براى اینکه حسابهاى آنها حساب مادى و طبیعى بود، ماوراى طبیعت را ندیده بودند، طبیعت را دیده بودند. روى موازین طبیعت همانطور است که آنها مىگفتند که نباید یک ملتى که هیچ ندارد این غلبه کند بر یک قدرتهایى که پشتیبانش قدرتهاى همه عالم بود، نه قدرتها، تقریباً عرض مىکنم نه فقط ابر قدرتها، همه ممالک اسلامىدنبالش بودند. اینکه ما را نگذاشتند عبور کنیم از کویت، از این طرف کویت به آن طرف کویت هم اجازه عبور ندادند براى این بود که پشتیبانش بودند. اینکه عراق فشار آورد که شما فعالیت سیاسى نکنید ما تعهدات داریم و ما هم فشار آوردیم که ما تا هستیم فعالیت سیاسى تکلیف شرعى ماست، مىکنیم و بالاخره ما را تهدید کردند به اینکه شما بر فرض اینکه به شما کار نداشته باشیم، اصحاب شما، رفقاى شما را خواهیم چه کرد و من دیدم که دیگر نمىشود، این براى این بود که آنها مىگفتند ما تعهد داریم با دولت ایران و من فهمیدم که اینهمه دولتهاى اسلامى(به اصطلاح اسلامى) وضع همین است که نگذارند ما وارد شویم و هر کجا برویم ردمان بکنند، ما هم رفتیم به خارج که اینها دیگر نفوذ نداشتند آنجا و آنها هم پشیمان شدند از این معنا.
این قدرت الهى را از دست ندهید. این امانت الهى را حفظ کنید. همانطورى که آنوقت به فکر گرفتارىهاى خودتان نبودید و فکر، یک فکر بود و آن هم اسلام و این رمز پیروزى شد. شما الان پیروز نیستید باز، براى اینکه آنکه شما مىخواهید، آنکه ما همه مىخواهیم این است که اسلام به همه معنا در ایران و انشاءالله در همه ممالک انشاءالله تحقق پیدا کند. غرض این نبود که فقط ظالم از بین برود، مانع از بین برود، آن هم یکى بود اما آنها مقدمه بودند. آنکه مقصد بود اسلام بود، آنکه مردم خونشان را در راه آن دادند اسلام بود، آنکه مردم جوانهایشان را دادند و زنها جوانهایشان را دادند و