صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٠
مخالفین، با جمهورى مخالف نیستند، بااسلام مخالفند
شما ببینید ما رفراندمى که مىخواستیم بکنیم و همه ملت همراه بودند، کسى مخالف نبود، آنهائى که به اسلام اعتقاد نداشتند، آنهائى که مىخواستند که اسلامى توى کار نباشد تحریم کردند، بعضىشان در کردستان تحریم کردند، یک اشخاصى که کمونیست بودند و متصل به آنها، در تهران هم شرکت نکردند، چند طبقه و چند حزب ولو جمعیت کم بود. خوب، در بعضى از شهرستانها هم صندوقها را سوزاندند ودربعضى جاها هم با تفنگ مانع شدند از اینکه بیایند رأى بدهند. همین اشخاصى که براى رأى به جمهوریت اسلامىکوشش مىکردند که نشود، از جمهوریش حرفى نداشتند، از اسلامیش حرف داشتند و الا آنها جمهورى را، اگر شرقى بودند جمهورى هست، اگر غربى هم بودند جمهورى هست، از اینش هیچ حرفى نداشتند، کلمه اسلامیش را بردارید جمهورى جایش بگذارید، همهمان رفیقیم، اما یعنى چه؟ یعنى ما اسلام را کنار بگذاریم تا آنها با ما رفیق بشوند که اسلام را کنار گذاشتند. حالا همان جمعیت ملاحظه کنید آنهائى که مىگویند ما راهپیمائى مىکنیم تا مجلس مؤسسان درست بشود ببینید چه اشخاصى هستند، کىها متصل شدند به هم و چه نظرى دارند از این کار. نظر این است که مجلس مؤسسان شش ماه طول بکشد تاتعیین بشود اشخاصش، دو ماه طول بکشد تا یکى یکى، پانصد، ششصد، هفتصد نفر را تعرفههایشان را ببینند و ببینند درست است یا نه، این تقریبا حدود یک سال، دو سه سال طول بکشد که مناقشات در یکى یکىاش، این بعضى از این شیاطین بیایند یک ماه دو ماه معطل کنند سر یک مادهاى از این قانون. آنوقت چه بشود؟ این ریشههائى که الان زود قابل کندن و دور ریختن است، اینها جان بگیرند، اینها به هم متصل بشوند؟ این اشخاص مختلف به هم متصل بشوند، با اتصال به هم مانع بشوند از اینکه اصل رأى داده بشود (جمهورى اسلامى) با اتصال بههم همچو بکنند که مسائل سابق دوباره عود کند. در اصل مقصد این است منتها در بین اینها بعضى در اشتباهند، سوء نیت ندارند، اطلاعشان ناقص است، اشتباه دارند، در تحت تأثیر آنهایى که سوء نیت دارند واقع مىشوند و بعضىشان سوء نیت دارند و روى نقشه دارند کار مىکنند اینهائى که با هم دارند متصل مىشوند شما مطالعه کنید، چه جمعیتهائى بودند، آیا بازارى هستند، آیا منبرىها هستند آیا محرابىها هستند یا یک دستههائى هستند که این دستهها هیچ کدام یک کار به اسلام کارى ندارند، بعضىشان هم جدا مخالف با اسلامند. اینهائى که مىگویند ما از دیکتاتورى پهلوى خارج شدیم به دیکتاتورى عمامه و کفش رسیدیم، از دیکتاتورى نمىترسند حاضرند که یک کمونیست بیاید دیکتاتورى کند، از آخوند مىترسند، از عمامه و کفش مىترسند، از اسلام مىترسند، نه از دیکتاتورى. بدترین دیکتاتورىها آنى است که در کمونیستهاست، غرب آنطور دیکتاتورى ندارد، اینها از او نمىترسند، اینها از اسلام سیلى خوردند از آنکه سیلى خوردند از آن مىترسند.
ما مىخواهیم مملکت اسلامىدرست کنیم،نه غربى
و شما باید همه رفقاتان را، تقریبا شاید بیشتر از هزار نفر شما رفیق دارید در اینجا، همه اهل این