صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٤
ما چیزى نمىداند براى اینکه اسلامى است و اسلام چیزى است که مخالف با همه دانشهاست! حرف شمااین است. یک قدرى در حرفهایتان تفکر کنید، یک قدرى در مطالبتان تعقل کنید، نگذارید که ملت یک وقت به تنگ بیاید، رژیم سابق ملت را به تنگ آورد نگذارید یک قدرى تعقل کنید، یک قدرى براى اسلام حق قائل شوید، یک قدرى براى مسلمین حق قائل بشوید، یک قدرى براى برادران اسلامى حق قائل بشوید.
امروز اختلاف سلیقه و تشتت برخلاف مسیر ملت است
مسأله اصلى که حالا باید شماى ارتشى، من طلبه، مراجع عظام، علماء اعلام، دانشگاهى بازارى، دهقان، ادارى و کارمندها، همه به آن توجه بکنند این است که این قانون اساسى که اساس اسلام را ما مىخواهیم پیاده بکنیم، این قانون اساسى درست بشود، بعد که قانون اساسىمان را انشاءالله - به رغم - به رغم اینهائى که نمىخواهند بشود، باز شما رأى دادید و درست شد و مجلس شورا و شما رأى دادید آزادانه، بر خلاف این پنجاه سال، آزاد رأى دادید و وکلایتان را فرستادید و رئیس جمهور را خودتان تعیین کردید، باز نگفتید شما حق ندارید، ما غربىها باید رئیس جمهور برایتان تعیین کنیم، خود شما تعیین کردید، آنوقت مىآئیم سراغ اینکه این مسائل دوم را باید پیش بیاوریم و من هم مىدانم شما مشکلات دارید، ما هم مشکلات داریم.
شما ارتش را مىدانید که یک اشکالاتى در آن هست، ما هم ارتش را مىدانیم اشکالات دارد، هم ادارات را، هم وزارتخانهها را، هم بازار را و هم محلهها را و هم مدارس خودمان را. این مدارس خودمان هم اشکال دارد. اما حالا ما نباید آن چیزى که ما باید در آن مسیر همه با هم برویم، هر کداممان مسیرش را رها کند، من بیایم بروم حجرههاى مدرسه مثلاً چند تا هست، نمراتش چطورى هست، طلبههایش چند تاست و شما بروید بگوئید در ارتش، حالا چه اشکالى هست، شورا لازم است یا چه لازم است. تشتت الان مخالف با مسیر ماست، ملتفت باشید. الان اختلاف سلیقهها را نیاورید پیش، الان همهمان باید برویم سراغ این کارها. چطور آنوقت که (من یک گاهى مثال مىزنم) اگر یک وقت زلزله خداى نخواسته بیاید و یک شهر را خراب کند و من بنشینم توى مدرسه درس بخوانم، شما هم بروید در نظام - عرض مىکنم که - رژه بروید صحیح است؟ نه، باید همه بیائیم این زلزلهزدهها را نجات بدهیم.
آقا، امروز مملکت ما غربزده است که از زلزلهزده بدتر است امروز بعضى از اشخاص در این مملکت مىخواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند، اغفال مىکنند بعضى مقامات را، مىخواهند نگذارند اسلام تحقق پیدا بکند امروز وقت این نیست که نق بزنم که من فلان قسمش را نمىخواهم فلان قسمش را مىخواهم امروز وقت این است که همه دست به هم بدهید بگوئید اسلام را ما مىخواهیم، چنانچه همه گفتید، با اسلام همه پیش رفتید. شما اشکالات خودتان را حالا پیش نیاوردید، بگذارید براى بعد، بگذارید اسلام تحقق پیدا بکند، بگذارید مملکت، مملکت بشود بعد بیائیم سراغ