صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٣
محروم دانشگاه، همین جوانهاى محروم مدرسه فیضیه، همین جوانهاى محروم در ارتش، همین جوانهاى محروم در بازار، همین جوانهاى محروم در کارخانهها و در کشاورزى، اینها باید رأى بدهند. بهانهها را کنار بگذارید، از خدا بترسید، با ملت شوخى نکنید، رأى مردم را هیچ حساب نکنید، مردم را به حساب بیاورید.
ما حتما باید تابع طرحهاى غربى باشیم؟ اسلام را کار نداریم؟! غرب هر چه بگوید تابع او هستیم؟ غرب تا حالا همین بساط بود که بود. ما تا حالا مبتلاى به غرب بودیم و بیش از پنجاه سال که اکثر شما یا بعض از شما یادشان است، بعضى از شما و من یادم است و بیست و چند سال که اکثر شما یادتان است، طرحهاى ما غربى بود، گرفتارىهاى ما از غرب بود. باز همان گرفتارىها پیش بیاید؟ قانون اساسى را هم آنها بنویسند؟ آنها رأى بدهند؟! غربزدهها رأى بدهند؟ میزان، شما هستید. آن کسى هم که اینها خودشان قبول دارند، ولو دروغ مىگویند، دکتر مصدق هم وقتى که یک مطلبى پیش آمد که من حالا یادم نیست، آمد بالا ایستاد گفت:من با خود مردم صحبت مىکنم، به وکلا کار ندارم، وکلا صداى مردمند، من با خودشان صحبت مىکنم. ما از خودتان رأى مىخواهیم، مااگر چنانچه هیچ هم وکیل نگیریم، شما هستید میزان.
یک قدرى در مطالبتان تعقل کنید، نگذارید ملت به تنگ بیاید
ما براى خاطر اینکه این نقنقها کم بشود، گفتیم یک مجلسى هم درست بشود، شما اسمش را مجلس مؤسسان بگذارید. اگر خیلى دلتان مىخواهد غربى باشید، اگر خیلى دلتان مىخواهد که مردم را به خودتان متوجه کنید، اسمش را بگذارید مجلس مؤسسان و الا ما با مردم کار داریم. ما قانون را قاعده این بود قانون را بنویسیم، منتشر کنیم در همه بلاد و همه مردم ببینند، بعد به آنها بگوئیم این را مىخواهید یا نه؟ رفراندم کنیم. ما براى اینکه شماها خیلى دم از روشنفکرى مىزنید، یک قدرى هم با شما مسالمت بکنیم. با اینکه هر چه مسالمت بکنیم شما بدتر خواهید کرد، ما مىگوئیم که مردم خودشان افرادى را تعیین کنند که این قانون اساسى که نوشته شده است بیایند ببینند، هر رأیى دارند، هر طرحى دارند بدهند، مىخواهد این رأىها رأىهاى مخالف با قرآن باشد، مىخواهد موافق، منتها ما مخالفهایش را قبول نمىتوانیم بکنیم و شما دنبال این هستید که این کار را بکنید. این مجلس را شما اسمش را مجلس مؤسسان بگذارید، ما بعداز این مجلس مؤسسان هم به خود موکلها، به وکلا ما چکار داریم، ما شما را مىشناسیم، ما نوکر شمائیم.
آقایان مىگویند که ملت اطلاع است، من مىگویم شما بىاطلاع هستید. اگر ملت بىاطلاع است شما بىاطلاعتر هستید براى اینکه در اینجااطلاعات اسلامى مىخواهد و بعضى از شما اصلا اطلاع ندارید، بعضى از شما نمىداند نماز چند تاست. چرا ملت ما اطلاع ندارد؟ چرا اینقدر ملت ما را ضعیف قرار مىدهید؟ چرا اهانت به ملت مىکنید؟ چه حقى دارید ؟ ملت ما، درش همه چیز هست. اگر اسلام فقط عیب است، بله شما حق دارید. ملت ما مسلم است، شما هم اسلام را قبول ندارید، پس ملت