صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١
متحققش بکنیم، مىخواهیم قانونش را بگذرانیم، مىخواهیم مجلسش را درست بکنیم، اگر از این مرز برگردیم به این مسائل فرعى و اصل را از دست بدهیم خوف این است که دوباره برگردد مطلب به حال اول. الان وقت این نیست که تا عرض کنم که ناراحت بشویم از اینکه چرا خوب دولت کار نمىکند. خود دولت هم مىداند که آنطور نمىتواند با شدت کار بکند اما سوء نیت ندارند کار زیاد است، گرفتارى زیاد است، آشفتگى زیاد است و این اضافه کنید به این زیادى آشفتگى و کار، اینکه اشکالتراشى زیاد است. مىروند نمىگذارند که این کارگرهاى نفت، کارگرهاى ادارات، کارخانهها، نمىگذارند اینها کار بکنند. مىگویند که باید ما همین حالا این کارفرماها را همه را از بین ببریم و چه بکنیم. در صورتى که الان وقت این حرف نیست و اینهایى که دارند این را مىگویند از فرصت دارند استفاده مىکنند براى اینکه نهضت را جلویش را بگیرند، مهار کنند. مىروند توى رعیتها و اینها نمىگذارند کشت بکنند، بعد، از آن هم که کشت شده الان نمىگذارند برداشت کنند.
آنها از این کلمه اسلام مىترسند
شما دیدید که در رفراندم که آمال یک ملت بود، مسأله ملى بود. تاریخ سراغ ندارد یک همچنین ملى بودن یک رفراندمىرا، یک چنین اشتیاقى را که همه داشتند، زن و مرد و جوان، پیر و مریض و علیل و همه آمدند پاى صندوق و رأى دادند، باز یک دستهاى پیدا شدند که تحریم کردند، یک دستهاى پیدا شدند که رفتند با تفنگ جلویش را گرفتند، یک دستهاى پیدا شدند که صندوقها را آتش زدند. اینها دلشان براى ملت سوخته بود که این کارها را مىکردند؟ یک کار غیر ملى بود؟ یک کار تحمیلى بود؟ یک زورى در کار بود؟ یک فشارى در کار بود؟ یا با کمال آزادى و اشتیاق نه اینکه فقط رأى بخواهند بدهند. این بچههاى کوچکى که وقت رأى دادنشان نشده بود و به آنها گفته بودند رأى ندهید، متاثر بودند، اعتراض مىکردند که یک دسته شان آمدند اینجا من نصیحتشان کردم، دلدارى شان دادم. یک همچو مسالهاى که همه ملت مىخواست، همه قشرها مىخواستند زن و مرد رفتند رأى دادند و قریب به اتفاق رأى دادند و آنها همه قوایشان را که روى هم جمع کردند نیمىاز صد، شاید شد یا فرض کنید قدرى بیشتر. چه شد که تحریم کردند؟ چه شد که جلویش را مىخواستند بگیرند؟ چه شد که صندوق را آتش مىزدند؟ جز این است که اینها نمىخواستند تحقق پیدا کند؟ اینها مىخواستند جمهورى اسلامىنشود. از جمهوریش مىترسیدند؟ نه، جمهورى که ترسى ندارد شوروى هم جمهورى است. از اسلامش مىترسیدند، از این کلمه اسلام مىترسند آنها، از جمهورى اسلامىمىترسند، از دولت اسلامىمىترسند، الان این توطئه در کار است که نگذارند این نهضت جلو برود. رأى فقط ما دادیم کار دیگرى که انجام ندادیم.
ما همه مىدانیم که نتوانستهایم تا حالا، براى اینکه کار کم نیست کار زیاد است و الان این ایرادهایى که گرفته مىشود، چه ایرادهاى باشد که صحیح باشد (من هم مىدانم بسیاریش صحیح