صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٥
مىخواهند که یک رژیمى باشد مثلاً فرض کنید که (با اسلام مخالفند) اسلامى نباشد، لکن یک رژیم آزادمنش دموکراتیک به اصطلاح آنها باشد. نخیر، این مسأله اینها نیست، مسأله اینست که اینها مىخواهند همان مسائل پیش بیاید، نشد با عنوان شاهنشاهى، یک عنوان دیگر رویش بگذارند، باز قضیه، قضیه آمریکائى باشد لکن با یک صورت دیگرى غیر شاهنشاهى، حالا دیگر شاهنشاهى تمام شد. اگر بتوانند او را مىآورند، اما حالا نمىتوانند مىخواهند یک بساط دیگرى درست کنند، همان مسائل، همان منافع این ملت رنجدیده باز برود تو جیب آمریکائىها و باز برود توى جیب نفتخوارهاى مفتخوار. اینها عمال آنها هستند براى این کار، دلیلش هم همینها است که من دارم مىگویم و واضح است جواب آنها.
هى مکتب، مکتب کدام مکتب، مکتب مارکسیسم؟ این شکست خورده در دنیا، حالا گیر این بچهها افتاده. اگر راست بگویند، لکن درست نمىگویند. قضیه، قضیه مکتب نیست، قضیه، قضیه منافع است، منافع را مىخواهند ببرند، آنها بهتر به آنها منفعت مىرسانند، تابع آنها هستند والا خوب یک مملکتى که که مىخواهد، ادعایش اینست که ما مىخواهیم دست همه (خوب، بنابر همین است) ما مىخواهیم دست همه اجانب بریده بشود از این مملکت، این به نفع ملت ماست یا به ضرر؟ اگر به نفع ملت ماست و شما ملى هستید، شما هم دلسوز هستید براى این مملکت، تودهاى هستید، خوب شما کمک کنید، ما مىخواهیم قطع بشود دست اجنبىها (وقطع شد الحمد لله) حالا، شما کمک کنید که دوباره برنگردد، نه اخلال کنید که دوباره برگردند آن مسائل. کمک به این است که بروید کارخانهها را کارى کنید راه بیفتد، کارگرهاى نفت را کارى کنید که کارهایشان را انجام بدهند، حالا که نفت منافعش براى خود شما هست، راه بیفتد اینها، کشاورزها را بروید تشویق کنید که کار بکنند، دانشگاه را تشویق کنید که راه بیفتد. شما همه جا اخلال مىکنید پس شما یک مردم اخلالگر هستید، نه یک مردم مثلاً دانشمندى که مىخواهید به ما چیز یاد بدهید، شما مىخواهید اخلال بکنید. و باید جلویشان را بگیرید، مسائل را به آنها بگوئید، در دانشگاه بنویسید، منتشر کنید. کسانى که برخلاف این هستند بروید یکى یکى پیش آنها، بروید بگوئید شما این کاره هستید، شما چه مىگوئید باز به ما؟ پس چطور مىخواهید یک دانشگاهى را در دست بگیرید در صورتى که اخلالگر هستید؟ یک اخلالگر دزد که نمىتواند دانشگاه ر ا اداره کند.
تکیه بر اصلاح دانشگاه از طریق سخنرانى و روشنگرى
ما اگر دانشگاهمان اداره نشود، کارمان زار است. دانشگاه، تمام مسائل به دست دانشگاه است، یعنى این دو تا قطب دانشگاه و روحانى همه مقدرات مملکت تو مشت اینهاست. دانشگاهى، دانشجو چه دانشجوى قدیمى و چه دانشجوى جدید، همه مسائل توى دست اینها باید حل بشود، اینها قوه متفکره ملت هستند. اگر دانشگاه را ما سست بگیریم و از دست ما برود، همه چیزمان از دستمان رفته است.