حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣
فصل بيست و هفتم : ستمگرى
٢٧ / ١
هشدار درباره ستمگرى
قرآن
«آيا از [ حالِ ] آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود، [ و بدان مى نازيد و ] با ابراهيم درباره پروردگارش محاجّه مى كرد، خبر نيافتى؟ آن گاه كه ابراهيم گفت: «پروردگار من، همان كسى است كه زنده مى كند و مى ميراند». گفت: «من [ هم ] زنده مى كنم و مى ميرانم». ابراهيم گفت: «خدا[ ىِ من ] ، خورشيد را از خاور برمى آورَد . تو آن را از باختر برآور» . پس آن كس كه كفر ورزيده بود، مبهوت ماند. و البته خداوند ، قوم ستمكار را هدايت نمى كند» .
«و امّا كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، [ خداوند ] مزدشان را به تمامى به آنان مى دهد. و خداوند، بيدادگران را دوست نمى دارد» .
«و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ ببندد يا آيات او را تكذيب كند؟! بى ترديد، ستمكاران ، رستگار نمى شوند» .
«و آن [ بانو ] كه وى (يوسف) در خانه اش بود، خواست از او كام گيرد، و درها را [ پياپى ] چفت كرد و گفت: «بيا كه از آنِ توام!». [ يوسف ] گفت: «پناه بر خدا! او پروردگار من است. به من جاى نيكو داده است. قطعاً ستمكاران ، رستگار نمى شوند»» .