حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤١
يكى ديگر از انواع غيبت، اين است كه شخصى از كسى عيبگويى كند و بعضى حاضران به او توجّه نكنند و او براى جلب توجّه آنها و اين كه به سخنان او گوش كنند، مى گويد : «سبحان اللّه !». عجيب است! خداوند سبحان را ياد مى كند و نام او را ابزارى براى تحقّق بخشيدن به نيّت باطل و پليد خود مى كند و از روى جهل و غفلت ، بر خدا منّت مى نهد كه ذكر او را گفته است. نيز از جمله غيبت است، اين كه بگويد : «از فلانى چنين خطايى سر زد و به فلان بلا مبتلا شد» يا بگويد : «از رفيق يا دوست ما، فلان كار نادرست، سر زد. خدا ، ما و او را ببخشد!» ، او اظهار دعا و همدردى و دوستى و رفاقت مى كند؛ امّا خدا از نيّت پليد و باطن نادرست او آگاه است. اين نادان نمى داند كه خود را در معرضِ خشم الهى اى قرار داده است كه به مراتب ، بزرگ تر از خشمى است كه خداوند بر افراد بى اطّلاع و نادانى كه آشكارا غيبت مى كنند، مى گيرد. يكى از اقسام غيبتِ ناپيدا، گوش دادن به غيبت است، با اظهار تعجّب و شگفتى، و شخص ، هدفش از اظهار تعجّب ، اين است كه شخص غيبت كننده را به نشاط آورد تا بيشتر غيبت كند. گويى با اين روش، از دهان او غيبت مى كشد. مثلاً مى گويد : «از حرف هايى كه زدى تعجّب مى كنم! تا به حال خبر نداشتم. نمى دانستم فلانى چنين آدمى است». او با اين كار مى خواهد سخنان غيبت كننده را تصديق كند و با چرب زبانى كارى كند كه بيشتر غيبت كند. در حالى كه تصديقِ غيبت، خود غيبت است. حتّى گوش كردن به غيبت و بلكه سكوت كردن هنگام شنيدنِ غيبت نيز غيبت است. {-٣-}
[١] . وى از بزرگان فقهاى اماميه است كه در سال ٩٦٦ ق ، در راه قسطنطنيه در ساحل دريا به شهادت رسيد .[٢] . ر . ك : مصباح الشريعة : ص ٢٠٤ .[٣] . ر . ك : بحار الأنوار: ج ٧٥ ص ٢٢٣ ـ ٢٢٥ .