حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
را درآورى، اين نيز غيبت و بلكه بدتر از غيبت است؛ زيرا اين عمل به مراتب ، گوياتر از گفتار زبانى طرف را معرّفى و مقصودت را مى رساند. با كتاب و نوشته نيز غيبت تحقّق مى يابد؛ زيرا همچنان كه گفته اند، كتاب و نوشته، يكى از دو زبان است. غيبتِ كتابى اين است كه نويسنده، در كتاب خود از شخص معيّنى نام ببرد و از سخنان او عيب و ايراد بگيرد، مگر اين كه در سخنان او عذرهايى باشد كه موجب گردد نام او برده شود، مانند مسائل مربوط به اجتهاد كه براى رسيدن به فتوا و اقامه دليل بر مطلوب، لازم است سست و بى پايه بودنِ سخنان ديگرى بيان شود و امثال اينها. امّا در اين باره نيز بايد به همان اندازه اى كه نياز برطرف شود، بسنده كرد. البته اگر شخصى در كتاب خود بگويد : «عدّه اى چنين گفته اند» و شخص معيّنى را نام نبرد، اين غيبت نيست؛ امّا اگر شخصى بگويد : «فردى كه امروز از كنار ما گذشت يا فردى كه امروز او را ديديم، چنين و چنان است» و مخاطب بفهمد كه آن شخص كيست، اين كار، غيبت است؛ زيرا آنچه منع شده است، صِرف فهماندن و معرّفى كردن است و فرقى نمى كند كه از چه راهى صورت گيرد. امّا اگر از اين نحوه بيان ما، شخص معيّنى فهميده نشود، اشكالى ندارد. پيامبر خدا، هر گاه رفتار ناخوشايندى از كسى مى ديد، مى فرمود : «چه شده است كه عدّه اى چنين و چنان مى كنند؟» و شخص معيّنى را نام نمى برد. يكى از زشت ترين و پليدترين انواع غيبت، آن است كه افراد متّصف به فهم و دانش، امّا رياكار، غيبت كنند؛ زيرا اين اشخاص در زير نقاب پاك دامنى و پرهيزگارى، مقصود خود را مى فهمانند تا هم دامن خود را از غيبت، پاك نشان دهند و هم مقصودشان را برسانند. اين نادانان نمى دانند كه با اين عمل خود، هم زمان دو كار زشت انجام داده اند : ريا و غيبت. براى مثال، در حضور چنين شخصى از كسى