حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣
٦٩٧٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : واى بر كسى كه براى خنداندن مردم، دروغ بگويد! واى بر او! واى بر او!
٤٤ / ٥
دروغ كوچك
٦٩٨٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى دروغگويى آدمى، همين بس كه هر چه مى شنود، بازگو كند.
٦٩٨١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى دروغگويى تو، همين بس كه هر چه مى شنوى، بازگو كنى.
٦٩٨٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى آدمى، همين گناه بس كه هر چه بشنود، بازگو كند.
٦٩٨٣.بحار الأنوار ـ به نقل از مجاهد ، از اسماء بنت عُمَيس ـ: من، ساقدوش عايشه بودم كه او را آماده كردم و بر پيامبر خدا وارد شديم. عدّه اى از زنان نيز با من بودند. به خدا سوگند، نزد پيامبر خدا ، خوراكى جز يك كاسه شير نبود. پيامبر خدا، مقدارى شير نوشيد و سپس كاسه را به دست عايشه داد. دختر [از گرفتن كاسه شير ]شرم كرد. من گفتم: دست پيامبر خدا را رد نكن. ظرف را بگير. عايشه، با حالت شرم، كاسه را گرفت و مقدارى شير نوشيد. سپس [پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود: «به بقيّه زنان هم بده». آنها گفتند: ما ميل نداريم. فرمود: «گرسنگى و دروغ را با هم جمع نكنيد». گفتم: اى پيامبر خدا! اگر كسى از ما ميل به چيزى داشته باشد و بگويد ميل ندارم، آيا اين ، دروغ به شمار مى آيد؟ فرمود: «دروغ، نوشته مى شود. حتّى دروغ كوچك هم نوشته مى شود: دروغ كوچك».
٦٩٨٤.الترغيب و الترهيب ـ به نقل از عبد اللّه بن عامر ـ: روزى پيامبر خدا در خانه ما نشسته بود. مادرم مرا صدا زد و گفت: بيا به تو [چيزى] بدهم. پيامبر خدا به او فرمود: «مى خواهى چه به او بدهى؟». گفت: مى خواهم خرمايى به او بدهم. پيامبر خدا به مادرم فرمود: «بدان كه اگر چيزى به او ندهى، يك دروغ برايت نوشته مى شود».