حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٠
شود . البتّه شكّى نيست كه على عليه السلام ، ولىّ خداست و او امير المؤمنينِ راستين است و محمّد و خاندان او ـ كه درود خداوندى بر آنان باد ـ بهترين انسان هايند ؛ امّا هيچ يك از اينها در اصل ، جزء اذان نيست . من اين رواياتِ ساختگى را بدان سبب ذكر كردم تا به وسيله اين افزوده هاى ساختگى ، افراد متّهم به تفويض ـ كه خودشان را در شمار ما جا زده اند ـ شناخته شوند . [١] همچنين شيخ الطائفه محمّد بن حسن طوسى (م ٤٦٠ق) در النهاية مى گويد : و امّا جمله هاى «أشهد أنّ عليّا ولىّ اللّه » و «آل محمّد خير البريّة» ـ كه در اخبار شاذ روايت شده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و هر كس به آنها عمل كند (آنها را در اذان بگويد) ، خطاكار است . [٢] او در كتاب المبسوط مى گويد : جمله هاى : «أشهد أنّ عليّا أمير المؤمنين» ، «و آلُ محمّدٍ خيرُ البَريّة» ـ كه در روايات شاذ آمده اند ـ در اذان به آنها عمل نمى شود ، و اگر انسانْ آنها را به كار ببرد ، گناه نكرده است ؛ هر چند نه موجب فضيلت اذان است و نه موجب كامل شدن بندهاى اذان مى گردد . [٣] ساير فقهاى بزرگ شيعه نيز ، چه فقيهان پيش از شيخ طوسى و چه پس از او (مانند : شيخ مفيد در المقنعة ، [٤] سيّد مرتضى در الرسائل ، [٥] حلبى در الكافى ، [٦] سَلّار در المراسم ، [٧] محقّق حلّى در المعتبر ، [٨] علّامه حلّى در المنتهى [٩] ) تا مقدّس اردبيلى
[١] . كتاب من لايحضره الفقيه : ج ١ ص ١٨٨ ـ ١٨٩ .[٢] . النهاية : ص ٦٩ .[٣] . المبسوط : ج ١ ص ٩٩ .[٤] . المقنعة : ص ١٠٠ .[٥] . رسائل الشريف المرتضى : ج ٣ ص ٣٠ .[٦] . الكافى ، حلبى : ص ١٢٠ .[٧] . المراسم العلويّة : ص ٦٧ .[٨] . المعتبر : ج ٢ ص ١٢٤ .[٩] . منتهى المطلب : ج ٤ ص ٣٧٧ .