حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧١
٤٣ / ٣
معناى تكبّر و تجبّر
قرآن
«و همانا به موسى، كتاب [ تورات ]را داديم و پس از او، پيامبرانى را پشت سر هم فرستاديم و عيسى پسر مريم را معجزه هاى آشكار بخشيديم و او را با «روح القُدُس» تأييد كرديم. پس چرا هر گاه پيامبرى چيزى را كه خوشايند شما نبود، برايتان آورْد، كبر ورزيديد [و] گروهى را دروغگو خوانديد و گروهى را كشتيد؟» .
«به زودى، كسانى را كه در زمين، به ناحق تكبّر مى ورزند، از آياتم روى گردان مى سازم، [ به طورى كه ]اگر هر نشانه اى را [ از قدرت من ]بنگرند، بِدان ايمان نمى آورند و اگر راه صواب را ببينند، آن را بر نمى گزينند و اگر راه گم راهى را ببينند، آن را راه خود قرار مى دهند. اين، بِدان سبب است كه آنان ، آيات ما را دروغ انگاشتند و غفلت ورزيدند» .
حديث
٦٩٣٣.مكارم الأخلاق ـ به نقل از ابو الأسود از ابو ذر ـ: زمانى در آغاز روز، در مسجد، خدمت پيامبر خدا رسيدم و گفتم: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به فداى شما! به من سفارشى كن كه خداوند، مرا بِدان نفعى رساند. فرمود: «اى ابو ذر! هر كس بميرد و در دلش ذرّه اى تكبّر باشد، بوى بهشت را استشمام نمى كند، مگر اين كه پيش تر توبه كند». گفتم: اى پيامبر خدا! من، زيبايى را دوست دارم و حتّى دوست دارم بند تازيانه ام و دوال كفشم زيبا باشد. آيا از اين حالت، بيمِ كبر مى رود؟ فرمود: «دلت را چگونه مى يابى؟». گفتم: آن را شناساى حق و آرام گرفته به آن، مى يابم. فرمود: «پس، اين حالت، كِبر نيست. كبر، آن است كه حق را فرو بگذارى و به ناحق روى آورى و به مردم با اين ديد نگاه كنى كه هيچ كس آبرويش چون آبروى تو و خونش چون خون تو نيست».