حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٣
٧٦٠٤.فلاح السائل ـ به نقل از جعفر بن على قمى ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد، از ترس خداى متعال، رنگِ چهره اش تغيير مى كرد و سينه اش ، آوايى چون آواز جوشش ديگ داشت .
٧٦٠٥.امام زين العابدين عليه السلام : پيامبر خدا ، آن قدر به نماز مى ايستاد ، تا پاهايش وَرَم مى كرد.
٧٦٠٦.امام باقر عليه السلام : عايشه ، در شبى كه نوبت ماندن پيامبر خدا نزدش بود ، به ايشان گفت : اى پيامبر خدا ! چرا خود را به زحمت مى اندازى با آن كه خداوند ، گناه گذشته و آينده تو را آمرزيده است ؟ فرمود: «اى عايشه! آيا بنده اى سپاس گزار نباشم؟» . و پيامبر خدا ، بر سرْ انگشتان پايش مى ايستاد تا اين كه خداوند سبحان و متعال ، فرو فرستاد: «طه . ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم تا بر خود سخت گيرى» .
٧٦٠٧.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا ، دو برابرِ نماز واجب، نماز مستحب مى خواند .
٧٦٠٨.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا ، از آغاز روز تا زوال خورشيد ، هيچ نماز نمى خواند و هنگام زوال، هشت ركعت نماز مى خواند كه همان نمازِ توبه كنندگان است . در اين ساعت، درهاى آسمان ، گشوده مى شود و دعا پذيرفته مى شود، نسيم ها[ى رحمت] مى وزد و خداوند به آفريده هايش مى نگرد . پس هنگامى كه سايه به اندازه يك ذراع باز مى گشت، چهار ركعت نماز ظهر مى گزارد و بعد از ظهر ، دو ركعت و سپس دو ركعت ديگر مى خواند . و هنگامى كه سايه به اندازه يك [١] ذراع ، باز مى گشت، چهار ركعت نماز عصر مى گزارد و بعد از مغرب، چهار ركعت مى خواند و سپس نمازى نمى خواند تا شفق فرو رود و هنگامى كه فرو مى رفت، نماز عشا را مى گزارد. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به بسترش مى رفت و نماز نمى خواند تا نيمى از شب ، سپرى شود . هنگامى كه شب از نيمه مى گذشت، هشت ركعت نماز مى گزارد و در پاره چهارم شب، سه ركعت نماز وَتْر مى گزارد و در آنها «فاتحة الكتاب» و «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» مى خواند و سه ركعت را با يك سلام دادن ، از هم جدا مى كرد و سخن مى گفت و نيازهايش را مى طلبيد . و از نمازگاهش بيرون نمى آمد ، تا اين كه ركعت سوم نماز وَتْر را بخواند و در آن پيش از ركوع، قنوت مى خوانْد . سپس سلام مى داد و دو ركعت نماز [نافله] فجر را هنگام دميدن سپيده يا اندكى پس و پيش، مى گزارد. سپس دو ركعت نماز صبح (يعنى سپيده دمان) را هنگامى مى خواند كه سپيده گسترش مى يافت و به خوبى روشن مى شد. اين [شيوه] نماز[گزاردن] پيامبر خدا تا هنگام قبضِ روحش بود.
[١] به قرينه ساير احاديث و علم فقه، درست ، آن است كه «دو» باشد .