حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٢
وى در كتاب حديقة المتّقين در مورد شهادت سوم مى گويد : جمعى از اصحاب ، نقل كرده اند كه در اخبار شاذ آمده است كه : «شهادت سوم، جزء اذان است» . حال ، اگر كسى اين دو بند را به عنوان جزئى بگويد كه از شارع گرفته شده است ، عملش صحيح است و اگر بر اين يقين نيست ، بهتر است از باب تيمّن وتبرّك ، بگويد . [١] نيز در شرح فارسى خود بر كتاب من لايحضره الفقيه مى نويسد : مصطلح ارباب حديث ، آن است كه خبر صحيحِ مخالف با مشهور را شاذ مى گويند. در زمان محقّق و علّامه، كتب حديث ما بسيار بوده است . بنابر اين ، يقين كردن به ساختگى بودن اين اخبار ، مشكل است ... . پس اگر كسى اين كلمات را بگويد ، چنانچه مطلوب شارع باشد ـ ولو به عنوان تيمّن و تبرّك ـ فبها و اشكالى ندارد ، هر چند اگر نگويند ، بهتر است ... . [٢] بنابر اين ، مجلسىِ اوّل، هر چند سخن شيخ صدوق و همه فقهايى را كه اخبار دالّ بر جزء اذان بودنِ شهادت سوم را مخدوش دانسته اند، رد كرده است ؛ ولى خود، قائل به جزء بودنِ آن براى اذان نيست . البتّه فرزند او ، علّامه محمّدباقر مجلسى ، قدم را بالاتر گذاشته و بعيد نمى داند كه شهادت سوم ، از اجزاى مستحبّ اذان باشد : بعيد نيست كه شهادت سوم (شهادت به ولايت) از اجزاى مستحبّ اذان باشد ؛ چرا كه شيخ طوسى و علّامه حلّى و شهيد اوّل و ديگران، به وارد شدن اخبار [از سوى ائمّه عليهم السلام ] در اين باره ، گواهى داده اند . [٣] سيّد نعمة اللّه جزايرى در الأنوار النعمانيّة [٤] و شيخ يوسف بحرانى در الحدائق
[١] . حديقة المتّقين (مخطوط) : ص ١٧ (به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة بالولاية فى الأذان والإقامة مع عدم قصد الجزئيّة) .[٢] . لوامع صاحبقرانى : ج ١ ص ١٨٢ .[٣] . بحار الأنوار : ج ٨٤ ص ١١١ .[٤] . الأنوار النعمانيّة : ج ١ ص ١٦٩ .