حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٦
گزارش ها هيچ اختلاف و تعارض درونى اى با هم ندارند و با روايت دوم وضو ، يعنى وضوى بسيارى از اصحاب ، هماهنگ است و با آيه وضو نيز كاملاً همسو و موافق است . [١] در پايان مى گوييم كه گذشته از آگاهى بيشتر اهل بيت عليهم السلام نسبت به وضوى پيامبر صلى الله عليه و آله ، طريق احتياط ، اخذ قول اهل بيت عليهم السلام است ؛ زيرا هيچ يك از صحابيان ، راويان و فقيهان ، وضوى «مَرّةً مَرّةً ؛ يك بار يك بار» [٢] را نادرست نمى شمرند و به فحواى روايت منقول از عثمان و منسوب به پيامبر صلى الله عليه و آله كه مى گويد : «فمن زاد على هذا أو نقص فقد أساء و ظلم ؛ هر كس بر آن ، چيزى بيفزايد يا كم كند، بد كرده و ستم نموده است» [٣] نيز فتوا نداده اند ؛ بلكه شستن بيش از يك بار را افضل مى دانند . از سوى ديگر ، روايات نقل شده از اهل بيت عليهم السلام ، بيش از دو بار شستن ، موجب باطل شدن وضو دانسته شده و آمده است : مَن زادَ عَلى مَرَّتَينِ لَم يُؤجَر . [٤] هر كس بيش از دوبار بشويد، مأجور نيست.
[١] . ترديدى نيست كه آيه وضو ، عمل واجب براى سر را مسح مى داند ؛ امّا برخى مفسّران و محدّثان ، بنا به دو قرائت نصب يا جرّ «أرجلكم» ، عمل واجب براى پا را قابل استخراج از آيه ندانسته اند و از اين رو ، هر دو نظر ، يعنى مسح يا غَسل پا را موافق يكى از دو قرائت آيه دانسته اند . امّا ما معتقديم كه مسح رجلين ، توافق بيشترى با آيه دارد ؛ زيرا بنا به قرائتِ جرّ «أرجلكم» ، بدون ترديد ، و در قرائت نصب ، طبق يكى از دو احتمال آن ـ كه به هيچ روى ضعيف هم نيست ـ ، پاها را نيز بايد مسح كرد ؛ زيرا «أرجلكم» به خاطر حذف خافض آن (يعنى «باء») است كه به دليل آمدن خافض در واژه قبل (برؤوسكم) و عطف قوى و بدون فاصله بر آن ، محلّاً مجرور و لفظا منصوب شده است . وجه قوّت اين احتمال نسبت به نصب و «مفعولٌ به» بودن براى «فَاغسلوا» ، آن است كه فاصله ميان فعل و مفعول به اين اندازه طولانى در غير شعر و ضرورت ، فصيح و بلكه صحيح نيست و بر فرض صحّت ، فاصله انداختن با يك جمله كامل مستقل «وامسحوا برؤوسكم» ميان فعل و فاعل ، آن هم در جايى كه به التباس و اجمال مى كشد ، از شأن بليغ ترين كتاب هستى بعيد است (ر. ك : الميزان في تفسير القرآن : ج ٥ ص ٢٢١ ـ ٢٢٤) .[٢] . الكافى : ج ٣ ص ٢٤ ح ٦ و ٩ .[٣] . السنن الكبرى : ج ١ ص ٧٩ ، سنن أبى داوود : ج ١ ص ٣٣ ح ١٣٥ ، سنن ابن ماجة : ج ١ ص ١٤٦ ح ٤٢٢ .[٤] . الكافى : ج ٣ ص ٢٤ ح ٩ .