حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩
٤٤ / ١٠
تَوريه
قرآن
«پس نظرى به ستارگان افكند، و گفت: «من ، كسالت دارم»» .
«گفت: «[ نه ؛ ]بلكه آن را اين ، بزرگ ترشان كرده است . اگر سخن مى گويند ، از آنها بپرسيد»» .
«پس هنگامى كه آنان را به خوار و بارشان مجهّز كرد، آبخورى را در بارِ برادرش نهاد. سپس [ به دستور او ]نداكننده اى بانگ درداد: «اى كاروانيان! قطعاً شما دزد هستيد»» .
حديث
٦٩٩٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا در سخنان چند پهلو، براى پرهيز از دروغ، راه گريزى باز است.
٦٩٩٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در سربسته گويى ها، ظرافت هايى است كه مرد خِردمند را از دروغ گفتن، بى نياز مى كند.
٦٩٩٧.كنز العمّال ـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا ، پشت سرِ ابو بكر بر ناقه اش سوار شد و فرمود: «اى ابو بكر! مردم را گيج و سر درگم كن ؛ [١] زيرا براى يك پيامبر، سزاوار نيست كه دروغ بگويد». مردم شروع كردند به سؤال از ابو بكر كه: تو كيستى؟ ابو بكر پاسخ داد: جوينده اى كه [راه ]مى جويد. پرسيدند: چه كسى پشت سرِ توست؟ ابو بكر پاسخ داد: راه نمايى كه مرا راه نمايى مى كند .
[١] شايد مقصود، اين باشد كه: اگر مردم درباره من از تو پرسيدند، پاسخشان را سربسته و با توريه بده .