حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٨
ذكر معايب اخلاقى مانند اين كه بگويى : بداخلاق است، بخيل است، متكبّر است، رياكار است، بدخشم است، ترسوست، بُزدل است و امثال اينها. معايب رفتارى كه به مسائل دينى مربوط مى شود، مثل اين كه بگويى : دزد است، دروغگوست، شرابخوار است، خيانتكار است، ستمگر و حق كُش است، به نماز اهمّيتى نمى دهد، ركوع و سجده را خوب بلد نيست، از نجاست، پرهيز نمى كند، به پدر و مادرش نيكى نمى كند و از غيبت و آبروريزى خوددارى نمى ورزد. معايب رفتارى مربوط به مسائل دنيوى ، مانند اين كه بگويى : بى ادب است، مردم را تحقير مى كند، براى هيچ كس بر خود، حقّى قائل نيست ، پُرحرف است، پُرخور است، پُرخواب است، جاى نشستنش را در مجالس بلد نيست و امثال اينها. و امّا عيبگويى از لباس او عبارت از اين است كه مثلاً بگويى : آستين هايش گشاد است، درازدامن است ، لباس هايش كثيف و چركين است و جز اينها. بدان كه غيبت كردن به زبان منحصر نمى شود؛ بلكه غيبت زبانى از اين رو حرام شده كه سبب فهماندن عيب و نقص برادرت به ديگران و معرّفى كردن او به صفاتى است كه خوشش نمى آيد. بنا بر اين، گوشه و كنايه زدن نيز مانند آشكارا گفتن است و با عمل اين كار را كردن، مانند گفتن و اشاره و ايما و چشم و ابرو جنباندن و كنايه زدن و حركات دست است و خلاصه، هر عمل و حركتى كه رساننده مقصود باشد، داخل در غيبت است و با غيبت زبانى فرقى نمى كند. از عايشه روايت شده است كه گفت : زنى بر ما وارد شد. چون رفت، من با دستم اشاره اى كردم، يعنى قد كوتاه است. پيامبر خدا فرمود : «غيبتش را كردى». تقليد و اداى رفتار ديگران را در آوردن، مانند اين كه در راه رفتن اداى افراد لَنگ