اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٩٦ - شاخۀ دوم-دلايلى از سنت شريف نبوى
اين روايت به امور چندى اشاره دارد:
١- امير يا فرمانده بايد كسى را بفرستد تا دشمنانش را براى او شناسايى كند، و پس از شناسايى اوضاع، خبرش را بياورد.
٢- جاسوسهايى كه اخبار را انتقال مىدهند بايد از ميان دوستان صميمى فرمانده باشند، چنان كه لازم است از نظر هوش و مهارت نيز ممتاز باشند.
چگونگى استدلال:
اين حديث دالّ بر مشروعيّت اطّلاعات نظامى در زمينۀ گردآورى همۀ اخبار مربوط به نيات دشمن است، زيرا رسول خدا (ص) از زبير خواست كه نيّات بنى قريظه و ميزان پايبندى آنها به پيمان را شناسايى كند و خبرش را براى آن حضرت بياورد و اين خود يكى از تلاشهاى اطّلاعات است كه به گردآورى اخبار مربوط به دشمن اختصاص دارد.
دليل هشتم
ابراهيم تميمى از پدرش چنين روايت مىكند: نزد حذيفه بوديم كه مردى گفت: اگر در روزگار رسول خدا (ص) مىبودم، همراه آن حضرت پيكار مىكردم و خود را به خطر مىافكندم. حذيفه گفت: تو اين كار را مىكردى؟ ! ما در شب جنگ احزاب همراه رسول خدا (ص) بوديم و بادى سرد و شديد بر ما مىوزيد. آن حضرت فرمود:
«كدام مرد خبر قوم را براى ما مىآورد تا خداوند در قيامت او را با من محشور سازد؟»
همگى ساكت مانديم و هيچ يك از ما به آن حضرت پاسخ نداد. سپس حضرتش فرمود: