اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٠١ - شاخۀ سوم-دلايلى از آثار صحابيان و ديگر فرماندهان اسلامى
ناقص بود آنهارا براى تكميل بازپس مىفرستاد، يا نزد فرماندهان جبهه دوّم مىفرستاد-اگر منبع اطّلاعات متعلق به جبهۀ آنان بود-در نتيجه با دريافت خبر از منابع گوناگون، وضعيت كامل منطقه برايشان روشن مىگشت.
نمونههايى از اين قبيل:
١- ابوبكر، خود همراه رسول خدا (ص) ، در نزديكى بدر به كشف اخبار دشمن پرداخت. [١]
٢- عمر بن خطاب به فرمانده جنگ قادسيه يعنى سعد وقاص توصيه كرد: «آنگاه كه در زمين دشمن گام نهادى، جاسوسانى هوشيار ميان خود و آنان قرار ده و كارشان نبايد بر تو پوشيده ماند و بايد نزد تو از اعراب يا اهل همان سرزمين، كسانى باشند كه به خير خواهى و راستگويى آنان مطمئن باشى، زيرا اخبار دروغگويان برايت سودمند نيست، اگرچه در برخى از آنها راست بگويند، و خيانتكاران نه به نفع تو، بلكه عليه تو جاسوسى مىكنند.» [٢]
٣- همچنين به او توصيه كرد كه در قادسيه توقف كند، از آنجا جلوتر نرود و مرزداران را پيشاپيش بفرستد:
«. . . هنگامى كه به قادسيه رسيدى بايد بر همه گذرگاههاى آن اردوگاه پديد آورى و مسلمانان بايد ميان سنگستان و بيابان باشند، بر كنارههاى سنگستان و كنارههاى بيابان و ريگستانهاى مابين آن باشند.»
به اين معنا كه اردوگاه مسلمانان بايد در اطراف عراق و دشتهاى آن برپا شود و مرزداران در مكانهاى ديده بانى مقدم مستقر باشند، زيرا پستهاى ديدهبانى با ستاد فرماندهى واحد-كه عمل فرمانده آن شبيه كار رئيس اطّلاعات يا فرماندۀ شناسايى است و از رؤساى ستاد به شمار مىرود-در ارتباط است.
٤- خالد در روزگار رسول اكرم (ص) خود به گردآورى اخبار مربوط به دشمن مىپرداخت.
[١] -ر. ك: ابن سيد الناس، عيون الاثر، ج ١، ص ٢٤٨؛ محمود ابوليل، اسس العلاقات الدوليه، ص ٣٥١؛ عبدالرؤوف عون، الفن الحربى فى صدر الاسلام، ص ٢١٣. مؤلف محترم توجه نكرده است كه فرماندهى اين عمليات با پيامبر (ص) بود، نه ابوبكر؛ و از آن جا كه خواسته (به هر تقدير) نامى از ابوبكر به ميان آورد، اين مطلب را نوشته است. (مترجم)
[٢] -ر. ك: بسام العسلى، فن الحرب، ص ٤٢-٤٤.