اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٢٢ - شاخۀ دوم-نظريّه و دلايل مخالفان
دوم: دلايل تجويز كنندگان
١ - ذبح حيوان براى هدفى صحيح جايز است و از شكستن شوكت دشمن، هدفى صحيحتر نيست. سپس به آتش كشيده مىشود تا منفعت آن به كافران نرسد و از اين جهت حكم تخريب بنا را دارد، برخلاف آتش زدن قبل از ذبح، كه مورد نهى واقع شده است و پى كردن حيوان كه مثله محسوب مىگردد. [١]
٢- زيرا ذبح چهارپايان كافران در وضعيت غير جنگى موجب خشم و تضعيف قدرتشان مىگردد؛ و كشتن آنها در حال جنگ نيز همان حالت را دارد. [٢]دليل مباح بودن كشتن حيوانات دشمن، قول خداى متعال است كه مىفرمايد:
«وَ لاٰ يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيٖظُ الْكُفّٰارَ وَ لاٰ يَنٰالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً اِلاّٰ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صٰالِحٌ» [٣]
و يا هيچ قدمى كه كافران را خشمگين سازد، بر نمىدارند و يا دستبردى به دشمن نمىزنند، مگر آنكه عمل صالحى بر ايشان نوشته شود.
شاخۀ دوم-نظريّه و دلايل مخالفان
يكم: نظريّۀ مخالفان
سر بريدن آنچه قابل خوردن باشد، به هدف خوردن، و از بين بردن حيواناتى كه در عمليّات جنگى مورد استفادۀ دشمن قرار مىگيرند، مانند اسبان سوارى و استران باركش، جايز است، زيرا اين كار همانند آماده ساختن نيرو عليه دشمن است و موجب تضعيف ابزار جنگى او مىگردد [٤]و خداى متعال فرموده است:
[١] -مرغينانى، الهداية، ج ٢، ص ١٤٢.
[٢]
[٣] -توبه (٩) ، آيۀ ١٢٠.
[٤] -ر. ك: احمد طحطاوى، حاشية الطحطاوى، ج ٢، ص ٤٤٢؛ شربينى، مغنى المحتاج، ج ٤، ص ٥٠٨؛ ابن قدامه، المغنى و الشرح الكبير، ج ١٠، ص ٥٠٧؛ ابن قدامه، الشرح الكبير، ج ٥، ص ٥٠٨؛ ابن حزم اندلسى، المحلى، م ٤، ج ٧، ص ٢٩٤.