اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٣١ - مطلب سوم اطّلاعات نزد اعراب پيش از اسلام
قبايل و ساكنان شهرها جاسوسهايى داشتند و آنها را مىفرستادند كه اوضاع و احوال را بررسى كنند و آنان را از وقوع جنگى ناگهانى برحذر دارند. به هر يك از اين خبرچينها «منذر» اطلاق مىشد؛ زيرا با هشدار قوم خود آنان را به حادثهاى قريبالوقوع توجّه مىداد. [١]به كسانى كه اخبار دشمن را گرد مىآوردند و دربارۀ نقاط ضعف و تحركات او جستوجو مىكردند، «عَيْن» ، «رَبىء» (طلايهدار) و «جاسوس» اطلاق مىشد، زيرا اينان براى به دست آوردن اطّلاعات لازم جهت طراحى نقشۀ جنگى تغيير قيافه داده، استتار مىكردند.
نقل شده است كه عُمَر بن سُفيان كِلاٰبى در لباس مردى از بنى هلال نزد بنى خزاعه [٢]- كه با قبيلۀ او جنگيده و شترانشان را ربوده بودند-رفت و تقاضاى پناهندگى كرد. آنان پذيرفتند و او را پناه دادند. او مدتى نزد آنها ماند و پس از كسب اطّلاعات لازم نزد قوم خود بازگشت؛ كه قبيلهاش از آنها در جنگ عليه بنى خزاعه و پيروزى بر آنان استفاده كرد. [٣]
قبيلۀ كُلَيب، جاسوسى در قبيلۀ تَغْلِب داشتند كه اطّلاعات و اخبار را جمعآورى كرده برايشان مىفرستاد. عُمَرِ بن رَبِيعه، سَروَس بن شَيْبٰان و صُلَيع بن عبدِ غَنَم را به لشكرگاه زياد، پادشاه شام فرستاد تا عليه او جاسوسى كنند و اخبار را برايش بياورند. [٤]
نمونههاى فراوان از اين قبيل، حاكى است كه جاسوسهاى قبايل براى كسب اخبار و پى بردن به نيات بدخواهانه و آگاهى از نقشههاى جنگى قبايل دشمن، به ميان آنان فرستاده مىشدند. گزارشگران وقايع نيمۀ دوم قرن ششم ميلادى، دربارۀ علت پيش آمدن
[١]
[٢]
[٣] -جواد على، المفصل، ج ٥، ص ٤٣٦.
[٤] -همان.