جنگ سُلاّن چنين مىنويسند: قبيله بنوعامر بن صعصعه، به ملوك و سلاطين اعتنائى نداشتند. از اين رو به كاروان تجارتى نعمان بن منذر-كه هر سال به بازار عكاظ مىفرستاد-دستبرد زدند؛ نعمان به خشم آمد و برادر مادرى خودش «وَبْره» را باگروهى از قبيلۀ تميم و ديگران از جمله ضرار بن عمرو و فرزندانش كه از شجاعان بودند با كاروان تجارتى همراه كرد و از آنها خواست كه پس از پايان ماههاى حرام به جنگ بنىعامر در نواحى سُلّان بروند. قريش از نقشۀ آنان آگاه گرديدند و عبدالله بن جَدْعٰان [١]كس فرستاد تا بنىعامر را از هدف آنان آگاه كند. بنى عامر هوشيار گرديده آمادۀ جنگ شدند و جاسوس گماشتند. [٢]
از آنجا كه وجود جاسوسان و راه بلدها [٣]براى فرماندهان از نظر نظامى حايز اهميّت بود، به منظور تهيۀ اخبار مربوط به راههاى منتهى به دشمن و نيز حركت در پيشاپيش سپاه از آنان كمك مىگرفتند. گاه مردى در ميان قبيلهاى بيگانه به سر مىبرد و آنگاه كه از عزم آنها براى جنگ با قبيلۀ خودش آگاه مىشد، براى آنان نامه رمزى مىنوشت. گاه هشدار دهنده يك اسير بود كه با مشاهدۀ آمادگى دشمن، با استفاده از كد [٤]و تعابير
[١] - عبدالله بن جدعان تميمى قرشى: از مشاهير روزگار جاهليت بود و رسول خدا (ص) را پيش از نبوت درك كرد، او ظرف غذاى بزرگى داشت كه شخص ايستاده و سواره از آن غذا مىخورد. كودكى در آن افتاد و غرق شد. او همان كسى است كه أُمَيّة بن ابو الصلت دربارۀ او اشعارى سروده كه مشهورترين بيتش اين است:
أأذكر حاجتى ام قد كفانى حيائك ان شيمتك الحياء
آيا حاجتم را ذكر كنم يا حياى تو مرا كفايت كرده است. همانا حيا شيوۀ تو است
(زركلى، الاعلام، ج ٤، ص ٧٦.)
[٢] -ابن اثير، الكامل، ج ١، ص ٦٤٠.
[٣] - راهبلد \بلدچى: شخصى است از ساكنان بومى يا كسانى كه با منطقه آشنايى دارند كه در سازمان يك گشتىرزمى يا اطّلاعاتى به آن منطقه وارد مىگردد. از شرايط چنين شخصى آگاهى كامل به وضعيت جغرافيايى و ساكنان آن منطقه است. خواه منطقه، شهر يا زمين مزروعى باشد، بهطورى كه فرماندۀ گشتى بتواند وظيفۀ محولۀ خود را در نهايت امنيت انجام دهد. (ر. ك: هيثم الايوبى، موسوعة العسكرية، ج ٢، ص ٤٤٢) . در زبان عربى به راه بلد «دلل» و «دلول» گفته مىشود و جمع آن ادلاّٰء است و گفته مىشود عين، كسى است كه براى قبيله خود ديدهبانى مىكند و از طلايه و پيشتازان دشمن آگاه مىشود تا قبيلهاش غافلگير نشوند. ديدهبان تنها بر جاهاى بلند زمين يعنى بر بالاى كوه يا مكانهاى بلند مىايستد و از آنجا نظاره مىكند. (ر. ك: جواد على، المفصل، ج ٥، ص ٤٣٨.)
[٤] - كد: اصطلاحى است كه براى نقل نامهها در يك حوزۀ سرى به كار گرفته مىشود؛ اين كار به خاطر جلوگيرى ازدرز خبر به ديگران است. كد سرى در سه حوزۀ مهمّ به كار گرفته مىشود، اوّل: نامههاى ديپلماتيك، دوم: نامههاى نظامى در زمان جنگ، سوّم: اعمال جاسوسى (ر. ك: احمد عطية الله، القاموس السياسى، ص ٦٨٧-٦٨٨.)