اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٤٠ - سوم بىطرف ساختن نيروهاى ديگر
گروگان خواستند، حتّى يك نفر هم به آنان ندهيد. سپس نزد غطفان رفت و گفت: «شما خاندان و قبيلۀ من هستيد» ؛ و آنچه را به قريش گفته بود، به آنها نيز گفت و از آنچه آنان را ترسانيده بود، ايشان را نيز ترساند.
ابوسفيان و سران غطفان، عِكرمة بن ابوجهل را همراه چند تن از قريش و غطفان در شب شنبه نزد بنى قريظه فرستاده از آنها خواستند كه روز شنبه آمادۀ پيكار باشند، ولى يهوديان پيش از آغاز هرگونه تهاجمى از قريش و غطفان گروگان طلب كردند.
قريش و غطفان گفتند: به راستى كه نعيم راست مىگفت. همين كه قريش از تقاضاى بنى قريظه براى دادن گروگان سرباز زدند، يهوديان نيز گفتند: به راستى كه نعيم راست گفت. . . و بدين ترتيب تبليغات ماهرانه نعيم، مايۀ پراكنده شدن جمعيّت دشمن گرديد. [١]
سوم: بىطرف ساختن نيروهاى ديگر [٢]
رسول خدا (ص) پس از هجرت به منظور تضمين آزادى دعوت و حسن همجوارى و داد و ستد، سياست عقد پيمان و بستن قرار داد با قبايل گوناگون را در پيش گرفت. نتيجه مستقيم اين معاهدهها، محروميّت قريش از نيروهايى بود كه مىتوانستند از طريق هم پيمانى با آنان، در نزاع با مسلمانان، قدرتشان را افزايش دهند.
[١] -ر. ك: الألف المختاره من صحيح البخارى، ج ٢، ص ١٠٩-١١١؛ بيهقى: سنن، چاپ اوّل، ج ٩، ص ١٥٠؛ شرح كتاب السير الكبير، از محمد بن حسن شيبانى، ج ١، ص ١١٩؛ احمد عبدالكريم: المبادئ الاساسية للعقيدة العسكرية السوفياتيه، ص ١١٢؛ قسطلانى، ارشاد السارى، ج ٥، ص ١٥٥؛ شوكانى، نيل الاوطار، مكتبة مصطفى بابى حلبى و اولاده، ج ٧، ص ٢٩٠-٢٩١؛ عسقلانى، فتح البارى، چاپ دوم، ج ٦، ص ١١٩؛ محمد فؤاد عبدالباقى، اللؤلؤ و المرجان فيما اتفق عليه الشيخان، ج ٢، ص ٢٠١؛ احمد شلبى، الجهاد و النظم، ص ٩١؛ محمود شيت خطاب و همكاران، اقتباس النظام العسكرى، ص ١٤٩؛ محمد خضرى، نور اليقين فى سيرة سيد المرسلين، تحقيق و تعليق از نايف عباس و محيى الدين مستو، مؤسسة علوم القرآن، چاپ سوم، دمشق، بيروت،١٤٠٣ ه. -١٩٨٣ م، ص ١٧٠ به بعد؛ عبدالسلام هارون، تهذيب سيرة ابن هشام مؤسسة الرساله، چاپ هشتم، بيروت،١٤٠١ ه. -١٩٨١ م، ص ١٨٨ به بعد؛ محمد الغزالى، فقه السيرة، چاپ هفتم، دارالكتب الحديثه، خيابان الجمهورية ١٩٧٦، ص ٣١٦ به بعد و ص ١٣٠ به بعد.
[٢] -محمود شيت خطاب و همكاران اقتباس النظام العسكرى، ص ١٥٠؛ ر. ك: محمد سعيد رمضان البوطى، منه السيرة، دار الفكر، ص ٣٢٨؛ عبدالسلام هارون، تهذيب سيرة ابن هشام، چاپ هشتم، ص ٢٢٦؛ محمد الخضرى، نور اليقين، چاپ سوم، ص ١٠٥؛ محمد الغزالى، فقه السيرة، چاپ هفتم، ص ٣٦٠.